ابن ابى رافع از پدرش نقل نموده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : جبرئيل نوشتهاى را براى من آورد كه در آن نام همهء پيامبران و پادشاهان پيشين نوشته شده است و هرگاه ما به آن نياز پيدا كنيم از آن استفاده خواهيم كرد . « 1 »
آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين گونه فرمودند : « اشيخ بن اشكان » كه « كيس » ناميده مىشد . او 266 سال حكومت كرد و پنجاه و يكمين سال از پادشاهىاش ، عيسى بن مريم برانگيخته شد . عيسى سى و سه سال در بيت المقدس ، بنى اسرائيل را به يكتاپرستى فرا خواند و تنها اندكى از مردم به او ايمان آوردند و هرچند كافران را مسخ كرد ولى جز بر كفرشان افزوده نشد .
گروهى بر اين باورند كه او زنده در زمين دفن شده است .
و گروهى نيز مىگويند او را به صليب كشيدند ولى امر بر همهء آنها مشتبه شده است ( و عيسى به آسمان عروج كرد ) .
هنگامىكه او به آسمان عروج مىكرد نبوت را به « شمعون بن حمون الصفا » به امانت سپرد .
شمعون نيز پيوسته به اندرز مردم مشغول بود تا اينكه يحيى بن زكريا به پيامبرى برانگيخته شد .
در آن روزگار « اردشير بن اشكال » پادشاهى مىكرد . او چهارده سال و ده ماه حكومت كرد و در هشتمين سال از حكومتش يهود ، يحيى را به شهادت رساندند .
هنگامىكه يحيى در آستانهء شهادت بود به فرمان خداوند فرزند شمعون را جانشين خود قرار داد و به حواريون عيسى سفارش كرد كه به كمك او شتابند .
در روزگار فرزند شمعون ، شاپور بن اردشير حكومت مىكرد و پادشاهىاش سى سال به درازا كشيد . پس از شمعون فرزندش يعقوب وصى پدر شد .
در روزگار يعقوب بخت ، نصر 187 سال حكومت كرد و براى خونخواهى از خون يحيى ، هفتاد هزار نفر از يهوديان را كشت و بيت المقدس را خراب كرد و يهوديان را در شهرها پراكند .
هامش
( 1 ) . اصول كافى ج 2 ص 199 .