آورد . پس آنگاه خداوند فرمود : اينك كه ستايش مرا به جا آوردى به عزّت و بزرگىام سوگند كه اگر نبود آن دو بندهاى كه در آخر الزمان خواهم آفريد هرگز تو را نمىآفريدم . آدم خداوند را به جايگاه والاى آن دو بنده سوگند داد كه آنان را معرفى كند . خداوند فرمود : اى آدم به عرش بنگر . چون آدم به عرش نگريست دو جملهء پرتلألو و نورانى را ديد كه در سطر اول نگاشته شده بود : « لا إله إلّا اللّه محمدّ نبى الرّحمة ؛ على مفتاح الجنّة »
و در سطر دوم نگاشته شده بود : إنّى آليت على نفسى أن أرحم من والاهما و أعذب من عاداهما ؛ همانا من بر خويشتن سوگند خوردهام كه هر كه با آن دو نفر مهروزى كند رحمتش كنم و هركه با آندو دشمنى ورزد عذابش نمايم » . « 1 »
در « قصص راوندى » آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : فرزندان آدم مشاجره مىكردند ك آيا بهترين آفريدههاى خداوند پدرمان آدم است و يا فرشتگان تقرّب يافتهء خداوند است و يا اينكه حاملان عرش از همگان برترند ؟
مشاجره بالا گرفت و موضوع را به فرزند آدم « هبة اللّه » عرضه داشتند . هبة اللّه نيز از پاسخ بازماند و اين سؤال را از پدرش آدم پرسيد . آدم در پاسخ فرزندش فرمود : من در برابر خداوند فرازمند ايستاده بودم كه ناگهان اين جمله را بر روى عرش ديدم كه نوشته شده بود : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم محمد و آل محمد خير من برأ اللّه ؛ به نام خداوند بخشايندهء مهربان ؛ محمد و آل او بهترين آفريدههاى خداوند هست » . « 2 »
پدر ابى المقدام گويد : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم كه حواء از چه آفريده شد ؟
آن حضرت فرمود : مردم در اينباره چه مىگويند ؟ عرض كردم كه مردم مىگويند : خداوند حواء را از ميان اضلاع آدم آفريد . ناگهان امام عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) . قصص راوندى ص 52 .
( 2 ) . قصص راوندى ص 52 .