صداى آلات موسيقى همچون ناى و سرنا و سه تار مىرقصند و لذت مىبرند و بشكن مىزنند .
گروهى نيز چنان اختيار از كف مىدهند كه لباس خود را مىدرند . آنگاه ابليس گفت : من هرگاه از نفرين انسانهاى صالح مىرنجم نزد زنان مىروم و آرامش مىيابم .
او در ادامه گفت : با اين تخممرغ خود را از آسيب نفرين صالحان بر كنار مىدارم و با اين قلاب ، دلهاى پاكان را به سوى خود مىكشم .
آنگاه يحيى پرسيد : آيا تاكنون شده است كه بر من چيره گردى ؟
ابليس گفت : نه . ولى تو خصلتى دارى كه باعث مىشود نتوانى نمازت را به خوبى بهجاى آورى و آن خصلت پرخورى است .
يحيى با شنيدن اين سخن با خداوند پيمان بست كه هرگز با شكم سير نخوابد تا بتواند با خداوند ديدار كند .
شيطان نيز با خود پيمان بست كه تا آنگاه كه پروردگار را در روز رستاخيز ملاقات مىكند هرگز كسى را به نيكى و درستى راهنمايى نكند . « 1 »
امام باقر عليه السّلام فرمودهاند : همسر زكريا ، خواهر مريم بنت عمران بود . آن زن از فرزندان « ماثان » بود و ماثان بزرگ بنى اسرائيل بود . زكريا از خدا خواست كه وارثى براى او قرار دهد . « 2 »
امام سجاد عليه السّلام فرمودهاند : با پدرم امام حسين عليه السّلام از مدينه خارج شديم . او در هيچ منزلگاهى فرود نيامد مگر آنكه يحيى بن زكريا را ياد مىكرد .
پدرم روزى به من فرمود : دنيا چنان پست است كه سر يحيى بن زكريا را به زنى هرزه از زنان ولگرد بنى اسرائيل هديه كردند . « 3 »
در كتاب احتجاج آمده است : « سعد بن عبد اللّه » از حضرت مهدى عليه السّلام دربارهء تفسير آيل « كهيعص » پرسيد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 127 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 48 .
( 3 ) . مجمع البيان ج 3 ص 779 .