امام صادق عليه السّلام در روايتى ديگر فرمودهاند : هنگامى كه خداوند بخواهد دوستان خود را يارى كند آنان را با بدترين انسانها به پيروزى مىرساند ؛ همانگونه كه زمانى خون يحيى فرو نشست كه بخت نصر به بنى اسرائيل هجوم آورد . ولى هنگامى كه خداوند بخواهد دينش را يارى بخشد به دست دوستانش آن را يارى مىبخشد . « 1 »
در روايت ديگرى آمده است : عيسى بن مريم ، يحيى را مأمور ساخت كه همراه دوازده تن از حواريون به اندرز مردم بپردازند ؛ زيرا مردم ازدواج با دختر خواهران خود را جايز مىدانستند . در آن روزگار پادشاهى بود كه خواهرزادهء زيبايى داشت .
پادشاه مىخواست كه با او ازدواج كند [ ولى يحيى آنان را از اين كار بر حذر مىداشت . ] خواهر پادشاه از دخترش خواست كه با پادشاه بياميزد و در آن هنگام از پادشاه بخواهد كه يحيى را بكشد .
در آغاز ، پادشاه با خواستهء خواهرزادهاش مخالفت كرد ولى سرانجام تن به اين كار داد و دستور داد كه تشتى بياورند و يحيى را در آن تشت سر بريدند و در آن هنگام قطرهاى از خون يحيى به زمين چكيد . آن خون تا زمان شورش بخت نصر و كشتار بنى اسرائيل پيوسته مىجوشيد . « 2 »
امام باقر عليه السّلام فرمودهاند : پىكنندهء ناقهء صالح و قاتل يحيى بن زكريا و قاتل على بن ابيطالب و حسين بن على همگى زنازاده بودند .
آنگاه آن حضرت فرمودند : پيامبران و فرزندان ( صالح ) آنان تنها به دست زنازادگان كشته مىشوند . سپس آن حضرت در تفسير آيهء
« لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا »
فرمودند : يحيى و حسين هردو نامهايى بودند كه پيش از آنان هيچكس آن نامها را نشنيده بود .
آسمان بر كشته شدن آندو ، چهل شبانهروز گريست و خورشيد نيز چهل
هامش
( 1 ) . قصص راوندى ص 217 تا ص 219 .
( 2 ) . قصص راوندى ص 217 تا ص 219 .