در تفسير امام حسن عسگري عليه السّلام آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمودهاند :
حزقيل كه مؤمن آل فرعون بود مردم را به يكتاپرستي و نبوت موسي و برتري حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر همه پيامبران ، فرا مىخواند و از مردم مىخواست كه امير مؤمنان علي عليه السّلام و فرزندانش را از جانشينان همه پيامبران برتر او بدانند .
او مردم را از پرسش فرعون باز مىداشت تا اينكه جاسوسان كارهاي او را به فرعون گزارش دادند . فرعون بر آن شد كه دربارهى گزارش جاسوسان تحقيق كند كه اگر سخن آنان درست بود حزقيل را كه خزانهدار و پسر عمويش بود ، كيفر كند . هنگامي كه حزقيل به دربار فراخوانده شد با زيركي به فرعون گفت :
« پروردگار و رازق قبطيان ، پروردگار و رازق من نيز هست و از هرخداي ديگري بيزاري مىجويم » اطرافيان فرعون پنداشتند كه مقصود حزقيل از پروردگار ، همان فرعون است درحاليكه مقصود حقيقي او خداوند جهانيان بود . فرعون دستور داد كه ميخهايي را بر دست و پاي جاسوسان بكوبند و گوشت بدنشان را با قيچي تكهتكه كنند .
در اينباره قرآن مىفرمايد :
« فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ »
« 1 » « 2 »
ابن عباس روايت نموده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودهاند : برترين زنان بهشت چهار تن هستند : خديجه دختر خويلد ، فاطمه دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، مريم دختر عمران عليه السّلام و آسيه دختر مزاحم كه همسر فرعون بود . « 3 »
در تفسير علي بن ابراهيم آمده است : « و قال رجل مؤمن من آل فرعون يكتم حزقيل ايمانه » چنين است : او ششصد سال ايمانش را از فرعون و پيروانش پوشيده داشت . و در حالى كه دچار بيماري جذام بود با همان دستهاي فلج به سوي قومش اشاره مىكرد و مىگفت : اي قوم ، مرا پيروي
هامش
( 1 ) . سوره غافر / 45 .
( 2 ) . احتجاج طبرسى ص 370 و ص 371 .
( 3 ) . « خصال » شيخ صدوق ص 205 و 206 .