دستور داد كه دست و پاي او را با ميخ به زمين كوبيدند و آنقدر در آن حالت باقي ماند تا به شهادت رسيد .
روزي آسيه را شكنجه مىكردند كه موسي از كنارش گذشت . او از موسي خواست كه درد و رنجش را كاهش دهد . خداوند به پاس استوارياش درد و رنجش را از ميان برد . آسيه از خداوند خواست كه خانهاى در بهشت براى او بنا شود . در اين هنگام پردهها در برابر ديدگانش كنار رفت و منزل خويش را در بهشت ديد و از شادماني لبخند بر لبانش نقش بست . فرعون در كنار آسيه ايستاده بود به مأمورانش گفت : چنان به سختي عذاب گرفتار شده كه ديوانه شده است .
گويند : آسيه را زير حرارت آفتاب شكنجه مىكردند ولي هنگامي كه او و مأمورانش مىرفتند فرشتگان ابري را بر بالاي سر آسيه مىگستراندند و او منزلش را در بهشت مىديد . « 1 »
در تفسير علي بن ابراهيم آمده است كه تفسير آيه
« وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى »
« 2 » چنين است : هنگامي كه بني اسرائيل همراه موسي از دريا گذشتند به سرزميني خشك رسيدند . بني اسرائيل از گرما و گرسنگي به موسي شكايت نمودند . خداوند نيز ابري را بر فراز بني اسرائيل قرار داد تا از گرما در امان مانند و براي آنها خوراك آسماني يا ترنجبين در ميان بوتهها و درختچهها فرود آورد تا از آن بخورند . هرشامگاه نيز بلدرچيني « 3 » بريانشده بر سفره بني اسرائيل مىنهاد .
از سويي نيز موسي سنگي را در ميان خيمهگاه نهاده بود و با عصايش بر آن مىزد و دوازده چشمه آب براي دوازده طايفه مىجوشيد . بني اسرائيل با همه اين نعمتها باز هم قانع نشدند و به موسي گفتند :
« لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ
هامش
( 1 ) . عرائس المجالس ص 166 ص 167 .
( 2 ) . سوره بقره / 57 .
( 3 ) . نوعى پرنده .