گفت : اگر دعاى او برآورده مىشد هماينك خود او براى آبيارى زمين كشاورزىاش نيازمند قطرهاى آب نبود . آن مردم از در خانهء هود رفتند و در ميان راه هود را ديدند و از او خواستند براى آنان دعا كند . هود دست به دعا برداشت و پس آنگاه فرمود : به سرزمين خويش بازگرديد كه باران خداوند آغاز شده است . آنان با شگفتى گفتند : اى پيامبر خدا ، ما در خانهء تو چيزى شگفت ديديم . زنى يك چشم و سركش كه آن سخنان را گفته بود .
هود فرمود : من همواره براى طول عمر او دعا مىكنم ؛ زيرا خداوند هيچ مؤمنى را نمىآفريند جز آنكه دشمنى را براى آزار او در كنارش قرار مىدهد .
اين زن نيز دشمن من است و چنانچه دشمن ، كسى باشد كه انسان بر او تسلط داشته باشد بهتر از دشمنى است كه او بر انسان تسلط دارد .
هود پيوسته براى قوم خويش دعا كرد تا دوباره سرزمينها سرسبز شدند .
« وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ؛
« 1 » و اى قوم من ، از پروردگارتان آمرزش خواهيد آنگاه به او بازگرديد تا باران را بر شما پياپى و فراوان فرستد و نيرويى بر نيرويتان بيفزايد و بزهكارانه پشت مكنيد و روى نگردانيد . گفتند : اى هود ! براى ما حجّتى روشن نياوردهاى و ما رهاكنندهى خدايان خود به خاطر سخن تو نيستيم و ما به تو ايمان نمىآوريم » .
هنگامى كه قوم هود از پذيرفتن ايمان سر باززدند خداوند بادى تند و سرد بر آنان وزاند .
« كَذَّبَتْ عادٌ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ؛ إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
« 2 » ؛ قوم عاد ، هود را دروغگو انگاشتند ، پس بنگر كه عذاب
هامش
( 1 ) . سوره هود / 52 و 53 .
( 2 ) . سوره قمر / 18 و 19 .