خداى فرازمند در قرآن مىفرمايد :
« وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا »
« 1 » .
« طبرسى » رحمه اللّه مىفرمايد : مقصود از كتاب در اين آيه ، همان قرآن است و ادريس عليه السّلام جد پدر نوح عليه السّلام بود و نامش در تورات « اخنوخ » گفته شده است . و بدين سبب او را ادريس ناميدهاند كه به درس و حكمت الهى بسيار مىپرداخت و او نخستين كسى است كه با قلم نگاشت و گفتهاند كه او خياط بود و از ستارهشناسى و حساب و هيئت بهرهاى داشت
« مَكاناً عَلِيًّا »
كه در آيه ذكر شده است دو گونه تفسير شده است : معناى نخست آن است كه چون خداوند ادريس عليه السّلام را به رسالت و پيامبرى برگزيد بلندى شأن و فرازمندى را به او عطا فرمود ؛ تفسير دوم نيز آن است كه او تا آسمان ششم عروج كرد ابن عباس و مجاهد او را همچون عيسى عليه السّلام مىدانند و برخى بر اين باورند كه جان ادريس را ميان آسمان چهارم و پنجم ستاندهاند .
در علل الشرايع ، « وهب » نقل نموده است كه ادريس عليه السّلام مردى با شكم فراخ و سينهاى سترگ بود كه هنگامى كه پياده مىرفت گامهايش را كوتاه برمىداشت و همواره مىانديشيد كه آسمانها و زمين و آفريدگان ديگر بى گمان پروردگارى با تدبير و حكيم دارد .
پس آنگاه با گروهى اندك از قوم خويش در گوشهاى به عبادت پاكدلانه پرداخت و در همان حال مردم روزگار خويش را به پرستش خداى هستى بخش فرا مىخواند و هزار نفر دعوت او را پذيرفتند ؛ پس آنگاه از ميان آنان هفت نفر را برگزيد .
اينان براى دعوت قوم خويش به خداپرستى ، در آغاز دستها را روى خاك مىنهادند و به دعا و نيايش مىپرداختند ، اما نتيجهاى نداشت تا آنكه هنگام دعا دستها را به سوى آسمان بلند كردند و خداوند نيز به ادريس وحى فرستاد كه او و ايمانآورندگان به خداوند يگانه همانگونه كه فرمان يافتهاند
هامش
( 1 ) . سوره مريم / 56 و 57 .