تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
پس از آفرينش حواء ، او به جنبش درآمد و آدم به وجود او پى برد و هنگامى كه حواء از آدم جدا گشت با چهره‌اى زيبا در برابر آدم ايستاد و آدم از او پرسيد : تو كيستى ؟ حواء گفت : همانگونه كه مىبينى آفريده‌ى خداى فرازمندم . آدم با شگفتى از خداوند پرسيد : پروردگارا ، اين بندهء تو كيست كه من اين چنين با او انس گرفته‌ام . خداوند فرمود : او كنيز من حواء است آيا دوست دارى كه او را همنشين تو گردانم تا با تو انس گيرد و سخن گويد و به فرمانت گوش فرادهد ؟ آدم گفت : پروردگارا ، آرى دوست دارم و تو را براى اين نعمت سپاس مىگويم . حواء به همسرى آدم درآمد و خداوند معرفت و شناخت را به او آموخت و شهوت را در وجود آدم پديد آورد . آنگاه آدم از خداوند پرسيد : پروردگارا ، حواء همسر من گرديد . اينك چگونه خشنودى تو را در اين‌باره فراهم سازم ؟ خداوند فرمود : خشنودى من در آنست كه ويژگىها و دانش دين مرا به حواء بياموزى . آنگاه آدم از حواء خواست تا حواء را به سوى خود فرا خواند . آدم از حواء خواست تا به سويش برود . اما حواء خواستهء او را نپذيرفت و از آدم خواست تا او به سويش آيد و اگر نخست حواء به سوى آدم مىرفت جريان دنيا به گونه اى مىشد كه مىبايست زنان به خواستگارى مردان بروند . « 1 » نظر مشهور ميان اهل سنت آن است كه حواء از پهلوى چپ آدم آفريده شده است ، اما فرمايش امام صادق عليه السّلام كه پيش از اين ذكر شد اين نظر را نفى مىكند . بنابراين مىبايست نظرات ديگرى را كه با اين روايت نمىسازد حمل بر تقيه نمود و يا اينكه بنا بر روايت شيخ صدوق رحمه اللّه بگوييم حواء از فزونى گل آدم سرشته شده است . « رازى » در تفسيرش ، در تفسير آيهء :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 1 ص 29 .