تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
در هوا پراكند . باد جنوب كه بر آنجا وزيد آن بوى خوش را به سوى مغرب كشاند و پس از آنكه هوا آرام گرفت همهء درختان هند خوشبو گشتند . نخستين حيوانى كه از اين گياهان خورد آهوى مشكين بود كه بوى خوش گياهان در جسم و خونش رخنه كرد و در نافش جمع شد « 1 » . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : هنگامى كه آدم به زمين هبوط كرد خداوند به او امر فرمود كه در روى زمين به كشاورزى بپردازد و درختان نخل و انگور و زيتون و انار را به او داد كه آنها را بكارد تا خود و فرزندانش از ميوه‌هاى آن درختان بخورند . هنگامى كه آدم كشاورزى را آغاز كرد ابليس نزد او رفت و پرسيد : با اينكه من پيش از تو در روى زمين بوده‌ام اما تاكنون اين درختان را نديده‌ام . بگذار از ميوهء اين درختان بخورم . آدم درخواست ابليس را نپذيرفت و ابليس حيله‌گرانه به سراغ حواء رفت و گفت : گرسنگى و تشنگى مرا آزار مىدهد . حواء گفت : آدم از من پيمان گرفته است كه از ميوهء اين درختان به تو ندهم ؛ زيرا اين ميوه‌هاى بهشتى است و بر تو حرام است . ابليس با پافشارى از او خواست تا فشرده‌اى از آن ميوه‌ها را به او بدهد . سرانجام حواء خواستهء ابليس را پذيرفت و خوشه‌اى انگور را به او داد . ابليس نيز اندكى از آب انگور را سر كشيد . حواء كه ديد مقدارى از انگور زايل شده است دستش را دراز كرد و بقيهء انگور را از دهان ابليس بيرون كشيد . خداوند به آدم و حواء فرمود كه دشمن من و دشمن تو ابليس از انگور بهره‌مند شده است و به همين سبب از اين پس ، مقدارى از انگور كه در جان ابليس فرورفته است همانند شراب گشته و بر تو حرام است ؛ زيرا ابليس ، حواء را فريفته است و اگر ابليس از آن درخت نمىخورد همهء ثمرات درخت انگور بر تو حلال مىگشت . همچنين ابليس توانست با فريبكارى ، از خرما نيز بخورد . پيش از آنكه ابليس از انگور و خرما بخورد اين دو ميوه ، خوشبوتر از مشك خالص و شيرين‌تر از عسل بودند . اما پس از آنكه دشمن خدا ابليس از آنها خورد بوى خوش و شيرينى آنها كاسته شد .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 11 ص 214 .