تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨

ميثم در لغت عرب معنايى اصلى ندارد اگر چه به عقيدهء ما ظاهرا اسم آلت از « وثم » به معناى كوبيدن است چنان كه ميسم با « سين » بر وزن مفعل و از « وسم » به معناى داغ كردن و مانند آن است و اصل آن ميم نيز ، واو مىباشد به قرينهء اين كه جمع آن مواسم است . ناشر گويد : چون اين شرح حال جامعترين شرح حال شارح ( ره ) بوده ، محدّث قمى ( ره ) در شرح زندگى اين عالم در كتاب « الكنى و الالقاب » خود به خلاصه اى از آن بسنده كرده و در صفحه ( 419 ) گفته است : « كمال الدين ميثم بن على . . . . عالمى ربّانى و فيلسوفى استاد و پژوهشگر و حكيمى الهى و نكته سنج جامع علوم عقلى و نقلى استاد دانشمندان بزرگ صاحب شرحهايى بر نهج البلاغه مىباشد . ابن ميثم از خواجه نصير طوسى و شيخ كمال الدين على بن سليمان بن بحرانى ، روايت نقل مىكند . و آية اللَّه علَّامه و سيد عبد الكريم بن طاوس از او روايت مىكنند ، نقل شده كه خواجه نصير در فقه نزد ابن ميثم شاگردى كرده و او متقابلا از خواجه حكمت آموخته است . ابن ميثم در سال 679 ( خعط ) ( 1 ) وفات كرده و آرامگاهش در « هلتا » از روستاهاى ماحوز مىباشد و از بعضى علما نقل شده كه هر كجا « ميثم » يافت شود به كسر ميم است جز ميثم بحرانى كه به فتح ميم است و خداى متعال عالم به حقيقت است . شيخ سليمان بحرانى در حالات ابن ميثم رساله اى نوشته و آن را « السّلافة البهيّه » ناميده است ، امّا كتاب « القواعد » در حاشيه منتخب طريحى چاپ بمبئى سال 1331 به چاپ رسيده است .

سخنى پيرامون اين شرح

آن جا كه قبلا در سخنان دانشمندان به نام اين شرح اشاره رفت ، نام اين كتاب « شرح المأة كلمة » مىباشد ، و من در كتب رجال و شرح حالها و نه
هامش
( 1 ) خعط به حروف ابجد 679 مىشود ، چون حرف ( 600 خ ) و حرف ( 70 ع ) و حرف ( 9 ط ) است و جمع آن 679 مىباشد ، و حق آن است كه ابن ميثم ( ره ) در بحرين در گذشته است . م .
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 28 | ابن ميثم البحراني / صاحبي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)