كه نظير آن تأليف نشده از اوست .
كتاب « الاستغاثه فى بدع الثلاثه » كه براستى نيكوست ، از ابن ميثم مىباشد رساله اى هم در آداب بحث دارد .
ابن ميثم در فقه استاد خواجه نصير الدين طوسى بوده و نشست و بحثى با شيخ نجم الدين ( ره ) داشته است و استاد ما ( ابو السعادات ) به دانشمندى ابن ميثم اعتراف كرده است .
پيش از اين از سخن صاحب كتاب « اللَّؤلؤه » دانستى كه نسبت دادن كتاب « الاستغاثه » به ابن ميثم نادرست است ، و اشتباه بودنش در پيش ما يقينى است ، به دليل مطلبى كه در ذيل شرح حال مصنّف واقعى آن كتاب يعنى « على بن احمد بن موسى الرّضا الموسوى » توضيح داديم ، به آنجا مراجعه شود .
امّا جلسهء مباحثهء ابن ميثم با محقّق حلَّى ( ره ) گويا از مجالس والاى او بوده كه در بيان صاحب كتاب مجالس المؤمنين روشن شد .
در توضيح اين مطلب كه گفتيم صاحب مجمع البحرين اشتباه كرده و اين اسم را از مادّه « مثم » گرفته است ، بايد بگوييم كه دليل ما آن است كه اهل لغت متفّقا آن را در مادّه « وثم » نه « يثم » و « مثم » ذكر كردهاند ، بنا بر اين ياى ميثم در اصل واو بوده كه به مناسبت كسرهء حرف پيش از آن به « ى » تبديل شده ، و اگر حرف پيش از واو مفتوح مىبود قطعا « موثم » تلفّظ مىشد نه ميثم . و در همان كتاب در ذيل شرح حال ميثم تمّار كه از حاملان اسرار بوده ، آمده است .
ميثم به كسر ميم و سكون ( ى ) مىباشد ، و بعضى به فتح ( م ) گفتهاند كه شايد اشتباه باشد .
از تمام آنچه ياد شد اين مطلب نيز آشكار گرديد كه شرح كسى كه سخنى از حاشيه ابن ميثم نقل كرده است دليلى ندارد و به نقل او نتوان اعتماد كرد ، آرى صاحب قاموس در مادّه « وثم » تنها گفته است : ميثم اسم است و چيزى بر آن نيفزوده است ، و از ضبط اين واژه نيز خاموش مانده ، اين سكوت يا به خاطر اعتماد به آن است كه مكسور بودن ميم ميثم معروف است يا بدين سبب است كه احتمال كسر و فتح هر دو در آن مىرود و نيز گفته است
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 27
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٧