تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

در حقيقت هر كه بر شرح نهج البلاغهء اين دانشمند كه چند مجلَّد مىباشد و براى صاحب خواجه عطا ملك جوينى ( 1 ) تصنيف كرده ، آگاهى يابد ، به برترى او بر ديگران در همهء فنون اسلامى و ادبى و فلسفى و اسرار عرفانى گواهى مىدهد . بنا بر آنچه صاحب كتاب ( مجالس المؤمنين ) ( ره ) از بزرگواريهاى ميراثى ( نتايج ) طبع ظريف و اخلاق خوش و والاى او نقل كرده ، اين است كه ابن ميثم در دوران زندگى اوّليه اش گوشه گير و گمنام مىزيست و به پژوهش فروع و اصول واقعى دين مشغول بود . دانشمندان حلَّه و عراق نامه اى به او نوشتند ، محتواى اين نامه نكوهش ابن ميثم بر اين اخلاق بود ، آنان گفتند : كار تو شگفتآور است كه با كمال مهارت در تمام علوم و معارف و دانايى شما در پژوهش حقايق و پديد آوردن نكات ظريف ، در بلنداى اعتزال و گوشه نشينى ، اقامت گزيده‌ايد ، و در كنج گمنامى كه سبب خاموشى آتش كمال است ، خيمه بر افراشته‌ايد . ابن ميثم ( ره ) در پاسخ آنان اين اشعار را نوشت . فنون دانش را طلبيدم و با آن خواستار بلندى درجه بودم . پس كمى مال و ثروت مرا از امور بلندى كه در نظر داشتم ( با داشتن قدرت ) بازداشت . بر من آشكار شد كه همه خوبيها شاخه ، و ثروت ريشه مىباشد ( 2 ) . چون اين اشعار به آنان رسيد ، به دو نوشتند كه تو در اين مورد اشتباه آشكارى كردى و داوريت بر اين كه ثروت ، ريشه و اصل است ، شگفت آور مىباشد ، بلكه حقيقت را وارونه جلوه داده و خوب هم از عهده بر آمدى ، ابن ميثم ( ره ) در پاسخشان ، اين اشعار را كه از يكى از شاعران پيشين است ، نوشت . قومى ناآگاهانه گفتند شخصيّت مرد جز به عقل و علمش نمىباشد ، پس من گفتار مردى حكيم را گفتم كه شخصيت مرد جز به پولش نمىباشد هر كه

هامش
( 1 ) خواجه علاء الدين صاحب الدين عطا ملك بن بهاء الدين محمد بن محمد جوينى در گذشته به سال 681 . روضات الجنّات ، جلد 7 ، صفحه 216 .
( 2 )طلبت فنون العلم ابغى بها العلى فقصرنى عما سموت به القل تبين لى انّ المحاسن كلها فروع و انّ المال فيها هو الاصل
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 21 | ابن ميثم البحراني / صاحبي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)