تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از مغرب به نزد ما آمد و فرمود : فلانى ! تو با فلانى برو ، فلانى ! تو هم با فلانى برو . . . تا اين كه من به همراه پنج تن ديگر باقى ماندم . ما را فرمود : برخيزيد . ما [ برخاستيم و ] بر عايشه وارد شديم - و البته اين پيش از وجوب پرده نشينى بر او بود . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى عايشه ما را غذايى ده . او خوراكى از بلغور ( جشيش ) « 1 » آورد . [ رسول خدا صلى الله عليه و آله ] ديگر بار فرمود : عايشه ! غذايى به ما بده . او هم خوراكى از خرما به حجم يك مرغ سنگ خواره آورد ( حيس ) . « 2 » فرمود : اى عايشه ، ما را نوشيدنى ده . براى ما قدحى آورده شد . ديگر بار فرمود : اى عايشه ، ما را نوشيدنى ده . قدحى ديگر برايمان آورده شد . سپس فرمود : اگر خواستيد مىتوانيد نزد ما بخوابيد و اگر هم خواستيد مىتوانيد به مسجد برويد و آنجا بخوابيد . گفتيم : به مسجد مىرويم و آنجا مىخوابيم . پس به مسجد رفتيم و در آن خوابيديم . در همان حال كه روى شكم خوابيده بودم متوجه شدم كسى با نوك پا به من مىزند . نگريستم و ديدم رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه مىفرمايد : اين گونه مىخوابى ! اين خفتنى است كه خدا دوست ندارد . « 3 » 126 - محمد بن اسامه رقى براى ما نقل كرد و گفت : عيسى بن يونس از عبداللَّه بن عمر از نافع از ابن عمر نقل كرد كه گفت : ما در روزگار رسول خدا صلى الله عليه و آله و هنگامى كه هنوز زن نگرفته بوديم در مسجد مىخوابيديم « 4 » 127 - قَعْنَبِى براى ما حديث آورد و گفت : عبداللَّه بن عمر ، از نافع از ابن عمر نقل كرد كه گفته است : بسيار بودم « 5 »

هامش
( 1 ) . جشيش بلغورى است همراه با آرد كه در ديگى قرار دهند و قدرى گوشت يا خرما بدان بيفزايند و بپزندبنگريد به : القاموس ، ص 757 .
( 2 ) . حيس خرمايى است كه هسته هايش را درآورند و با روغن و كشك مخلوط و به خوبى خمير كنند . گاه‌نيز قدرى آرد بدان بيفزايند . بنگريد به : القاموس ، ص 696 .
( 3 ) . حديث صحيح ورجال آن ثقه‌اند . ابن ماجه ( 752 ) حديثى به همين مضمون از طريق يعيش بن قيس بن طخفه ، از پدرش نقل كرده است . البانى در ضعيف ابن ماجه ( 165 ) در اين باره گويد : حديث ضعيف و مضطرب است .
( 4 ) . ابن ماجه ( 751 ) اين حديث را نقل كرده است .
( 5 ) . عبارت متن چنين است : « اكثر ماكنت » . محققان متن عربى احتمال داده‌اند اين روايتى ديگر از حديث پيشين بوده كه با اين عبارت آغاز شده و پس از آن « انامَ في الْمَسْجِد . . . » آمده است .