1062 - قَعْنبى ، از سليمان بن بلال ، از بلال ، از جعفر بن محمد ، از پدرش ، از يزيد بن هرمز برايمان نقل كرد كه نجده به ابنعباس نامه نوشت و دربارهء خمس از او پرسيد كه به چه كسى تعلق مىگيرد . ابنعباس در پاسخ براى او نوشت : تو برايم نامه نوشته و از اين كه خمس از آن كيست پرسيدهاى . ما مىگوييم : خمس از آن ماست ، اما طايفهء ما از دادن اين حق به ما خوددارى كردند . « 1 » 1063 - خلف بن وليد براى ما نقل كرد و گفت : ابومعشر ، از سعيد بن ابىسعيد حديث كرد كه گفته است : نجده به ابنعباس نوشت : برايم بنويس : ذوى القربى چه كسانىاند ؟ ابنعباس براى او نوشت : ما مدعى هستيم كه ما بنى هاشم همان ذوى القربىايم . اما طايفهء ما از دادن اين حق به ما خوددارى ورزيدند و گفتند : مقصود همه قريش است . « 2 » 1064 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : عتّاب بن بشير ، از خصيف ، از مجاهد نقل كرد كه دربارهء آيهء وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى « 3 » گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله و خويشاوندان او هيچ از زكات نمىخوردند و براى آنان حلال هم نبود . يك پنجم خمس از آن پيامبر صلى الله عليه و آله است ، يك پنجم خمس از آن خويشاوندان اوست ، يتيمان همين اندازه بهره دارند ، بينوايان همين اندازه سهم مىبرند و در راه ماندگان نيز همين اندازه حق دارند . « 4 »
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 573
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٥٧٣
هامش
( 1 ) . سند اين حديث حسن است . منابع حديث شماره 1059 را بنگريد .
( 2 ) . مسلم ( 1812 / ح 139 ) ، حميدى ( 531 ) ، احمد ( 3246 ) ، نسائى ( 8617 ) ، طبرانى ( 10832 ) و بيهقى ( ج 6 ، ص 345 ) اين حديث را به صورت مطول و از طرقى چند از سفيان بن عُيَينه نقل كردهاند . ابوعبيد نيز در اموال اين حديث را مطولًا نقل كرده و گفته است : حجاج ، از ابومعشر ، از سعيد بن ابىسعيد برايمان حديث كرد كه گفته است : نجده به ابنعباس نامه نوشت . . . - متن حديث .
( 3 ) . انفال / 41 : و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و براىخويشاوندان . . . است .
( 4 ) . طبرى در جامع البيان ( ش 16126 ) اين حديث را آورده است .