تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨

نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين كه در مسجد صدا به سخنان بيهوده بلند شود نهى فرمود . تا حدّى كه در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله مردى با تازيانه ايستاده بود و هر كه را چنين مىكرد با تازيانه مىنواخت . راوى گويد : در اين مسجد نه شمشيرى كشيده مىشود و نه كسى تير به دست از آن مىگذرد ، مگر اين كه پيكان تير را گرفته باشد . نه معبرى در آن قرار داده مىشود « 1 » نه در آن اقامهء حدّ مىشود ، نه در آن شعر خوانده مىشود و نه كسى گوشت به دست از آن مىگذرد . « 2 » 110 - ابن عايشه و مسلم بن ابراهيم براى ما نقل كردند و گفتند : حارث بن نَبْهان از ابوسعد عتبة بن يقظان از مَكْحُول از واثلة بن اسقع نقل كردند كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ديوانگانتان ، كودكانتان ، دادو ستدتان و صدا بلند كردن - و مسلم افزوده است : و نزاع‌هايتان - اقامه حدودتان و شمشير كشيدن‌هايتان - را از مسجدهايمان - و ابن عايشه افزود : يا مسجدهايتان - دور كنيد ، در جمعه‌ها آن را خوشبو كنيد و ميزاب‌ها را بيرون مسجد و بر كنار درهاى مسجد قرار دهيد . « 3 »

هامش
( 1 ) . محققان متن عربى ، عبارت « الّا لذكر او صلاة و لا » را به نقل از معجم الزوائد ( ج 2 ، ص 24 ) بدين‌افزوده‌اند و مقصود آن است كه جز براى ياد خدا و نماز ، از مسجد استفاده نشود .
( 2 ) . حديث مرسل و حسن است ؛ چه آن گونه كه ابن حجر در تقريب گفته ، مكحول ثقه و فقيه است . ابن ماجه ( 748 ) حديثى با عين مضمون و از طريق ابن عمر از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه فرمود : كارهايى هست كه در مسجد نبايد انجام بگيرد ، نبايد در آن راه قرار داده شود ، نبايد در آن شمشير بركشيده شود ، نبايد در آن كمان به دست گرفته شود ، نبايد در آن تير انداخته شود ، نبايد با در دست داشتن گوشت تازه از آن عبور كنند ، نبايد در آن ، حدّ جارى شود ، نبايد در آن كسى قصاص شود و نبايد بازار قرار داده شود » . در زوائد مىگويد : سند اين حديث ضعيف است ؛ زيرا بر ضعف يزيد بن جبيره اتفاق دارند . ابن عبدالبرّ مىگويد : بر اين كه او ضعيف است اجماع كرده‌اند . گفتنى است البانى نيز در سند ضعيف ابن ماجه ( 163 ) اين حديث را آورده و در سلسلة الضعيفه اين حديث به شماره 1497 در رديف احاديث ضعيف قرار داده شده است .
( 3 ) . ابن ماجه ( 750 ) ، ديلمى در فردوس ( 2566 ) و چنان كه در نصب الرايه ( ج 2 ، ص 492 ) آمده ، طبرانى اين حديث را نقل كرده است . بوصيرى در زوائد مىگويد : سند اين حديث ضعيف است ؛ چه ، همگان بر ضعف حارث بن نَبْهان اتفاق دارند . ابن حجر در تلخيص الحبير ( ج 4 ، ص 188 ) مىگويد : بيهقى ، از او - يعنى مكحول - از ابوامامه و واثله - هر دو - نقل كرده است . بيهقى مىگويد : از مكحول ، از يحيى بن علاء از معاذ نقل حديث كرده ، اما اين سند صحيح نيست . ابن جوزى مىگويد : اين حديثى ناصحيح است . بزار همين حديث را به روايت ابن مسعود آورده و گفته است : اين روايت مستندى ندارد ، هرچند آن را طريقى ديگر از ابوهريره هست كه سند آن نيز سست است . گفتنى است البانى در حفيف ابن ماجه ( 164 ) اين حديث را در شمار احاديث ضعيف جاى داده است .