تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠

1012 - قعنبى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن محمد ، از عمرو بن ابىعمرو ، از قاسم بن محمد حديث كرد كه گفته است : از عايشه شنيدم كه - چون در حضورش از مردى نام بردند كه حنا مىكند - گفت : اگر او خضاب مىكند ، ابوبكر هم پيش از او خضاب كرده است . قاسم گويد : مىدانم كه اگر پيامبر صلى الله عليه و آله خضاب كرده بود عايشه نخست از او نام مىبرد و خضاب كردن او را مىگفت . 1013 - مسلم بن ابراهيم و سميد بن واهب بن سوار بن زهدم براى ما نقل كردند و گفتند : هشام بن ابىعبداللَّه ، از قتاده برايمان حديث كرد كه گفته است : از سعيد بن مسيب پرسيدم : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله خضاب كرد ؟ گفت : او بدان عمر نرسيده بود . 1014 - سليمان بن احمد براى ما نقل كرد و گفت : وليد بن مسلم ، از سعيد بن شبير ، از قتاده ، از سعيد بن مسيب براى ما حديث كرد كه گفته است : موى سفيد رسول خدا صلى الله عليه و آله تا حدى در پيش سر و زير لب آن حضرت پيدا بود . 1015 - ابواحمد براى ما نقل كرد و گفت : اسرائيل ، از ابواسحاق ، از عكرمه حديث كرد كه گفته است : ابوبكر گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، بر تو نشانه‌هاى پيرى مىبينم ! فرمود : « هود ، واقعه ، مرسلات ، عم يتسائلون و اذا الشمس كورت مرا پير كرد » . « 1 » 1016 - ابن ابىوزير براى ما نقل كرد و گفت : سفيان ، از عبيداللَّه بن ابىيزيد حديث كرد كه گفته است : اين موهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله - يعنى موهاى زير لب - سفيد شده بود .

هامش
( 1 ) . چنان كه در مجمع ( ج 7 ، ص 37 ) آمده ، طبرانى در معجم الاوسط و نيز ابويعلى اين حديث را نقل كرده‌اند . ثمى گويد : طبرانى اين حديث را در معجم الأوسط نقل كرده و رجال او رجال صحيح هستند ، و ابويعلى نيز آن را نقل كرده است ، با اين تفاوت كه عكرمه [ در حالى كه از ابوبكر نقل مىكند ] ابوبكر را درك نكرده است . هيثمى در جايى ديگر از مجمع ( ج 7 ، ص 118 ) نيز اين حديث را آورده و نقل آن را تنها به طبرانى نسبت داده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 550 | ابن شبة النميري / صابرى