تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩

1008 - هارون بن عمر براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن عيسى و وليد بن مسلم ، از اوزاعى ، از ربيعة بن ابىعبدالرحمان حديث كرده‌اند كه گفت : از انس بن مالك شنيدم كه مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله در رأس چهل سالگى برانگيخته شد و در رأس شصت سالگى و در حالى كه در سر و ريش او حتى بيست تار [ موى ] « 1 » سفيد هم نبود بدرود حيات گفت . ربيعه گويد : اين نخستين كسى بود كه از او مىشنيدم « بيست تار مو » مىگويد . « 2 » 1009 - يزيد بن هارون و معاذ بن معاذ براى ما نقل كردند و گفتند : حريز بن عثمان برايمان حديث كرد و گفت : به عبداللَّه بن بسر - معاذ افزوده است : كه صحبتى هم داشت - گفتم : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله پير بود ؟ گفت : تنها در جلوى ريش او چند تار موى سفيد بود . « 3 » 1010 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از سماك بن حرب برايمان نقل خبر كرد و گفت : از جابر بن سمره شنيدم كه چون دربارهء موى سفيد رسول خدا صلى الله عليه و آله از او پرسيده شد گفت : هرگاه سر خويش را روغن مىماليد پيدا نبود و چون روغن نمىماليد پيدا بود . « 4 » 1011 - خلف بن وليد براى ما نقل كرد و گفت : اسرائيل ، از سماك بن حرب برايمان حديث كرد كه گفته است : از جابر بن سمره شنيدم كه مىگويد : چند موى سفيد به موهاى جلوى سر و ريش پيامبر صلى الله عليه و آله درآميخته بود . هرگاه روغن مىماليد و شانه مىكشيد پيدا نبود و هرگاه موهايش آشفته مىشد پيدا بود . سر و ريش او مويى فراوان داشت . در اين هنگام مردى گفت : صورتش نيز [ مانند شمشير بود ] . جابر گفت : نه ، بلكه صورتش همانند خورشيد و ماه گرد بود ، من مهر پيامبرى را بر شانه‌اش ديده بودم كه به تخم كبوترى مىمانست و با بدنش همانند بود . « 5 »

هامش
( 1 ) . افزوده ، به طبقات ابن سعد مستند است .
( 2 ) . ابن سعد ( ج 1 ، ص 432 ) اين حديث را نقل كرده است .
( 3 ) . بخارى در مناقب ( باب صفة النبى ، 3546 ) اين حديث را آورده است .
( 4 ) . مسلم ( 2344 / ح 108 ) ، نسائى ( ج 8 ، ص 150 ) ، ترمذى در شمائل ( 38 ) ، احمد ( ج 5 ، ص 86 ) ، ابن سعد ( ج 1 ، ص 433 ) و بيهقى در دلائل ( ج 1 ، ص 234 ) اين حديث را آورده است .
( 5 ) . مسلم ( 2344 / ح 109 ) ، احمد ( ج 5 ، صص 90 ، 102 و 107 ) ، ابن حبان ( 6297 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 1 ، صص 235 و 262 ) ، ترمذى در شمائل ( ش 43 ) ، بغوى ( 3654 ) ، طبرانى در معجم الكبير ( 1918 ، 1963 ) ، ابن سعد ( ج 1 ، صص 425 و 433 ) و ابن عساكر در تاريخ دمشق ( بخش اول سيره نبوى ، ص 252 ) اين حديث را آورده‌اند . افزوده‌هاى ميان دو قلاب مستند به كتبى است كه اين حديث را آورده‌اند .