تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤

هر دو راوى [ احمد و ابوداوود ] گفتند : از او [ ابوجحيفه ] پرسيده شد : [ در آن روز ] « 1 » تو به كه مىمانستى ؟ - احمد گفت : از او پرسيدند : آن زمان چند ساله بود ؟ گفت : عمر را از نيمه گذرانده بودم . « 2 »

آنچه درباره خضاب پيامبر ( ص ) نقل شده است

آنچه درباره خضاب پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است 993 - بهز بن اسد براى ما نقل كرد و گفت : ابان بن يزيد برايمان حديث كرد و گفت : يحيى بن كثير ، از ابوسلمه ، از محمد بن عبداللَّه بن زيد ، از پدرش نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله را در هنگام سر تراشيدن ديده و آن حضرت سر خويش را تراشيده و موها را در پارچه‌اى ريخته و آن پارچه را به او داده است . [ او گفته : ] اكنون اين پارچه و موها نزد ماست و موها به حنا و نيل خضاب شده است . « 3 » 994 - بهز ، عفان و موسى بن اسماعيل براى ما نقل كردند و گفتند : سلام بن ابىمطيع براى ما حديث كرد و گفت : عثمان بن عبداللَّه بن موهب قرشى براى ما حديث آورد و گفت : بر ام‌ّسلمه همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدم . او مويى از موهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله بيرون آورد و به من نماياند كه به حنا و نيل رنگ شده بود . « 4 » 995 - عبداللَّه بن رجاء براى ما نقل كرد و گفت : اسرائيل ، از عثمان بن عبداللَّه بن موهب برايمان حديث كرد كه وى بر ام سلمه وارد شده و ام سلمه براى او زنگوله‌اى را بيرون آورد كه چند تار موى پيامبر صلى الله عليه و آله در آن بوده است . عثمان گويد : نگريستم و در آن موها رنگى قرمز ديدم . هرگاه كسى از ما بيمار مىشد نزد ام سلمه مىرفت و ظرفى مىبرد او در آن ظرف آبى مىريخت و آن تار موها را در آن

هامش
( 1 ) . در متن ابن شبّه افتادگى بوده و اين افتادگى به استناد منابعى كه اين حديث را نقل كرده‌اند از سوىمحققان متن عربى ابن شبه جبران شده است .
( 2 ) . بخارى ( 3545 ) و مسلم ( 2342 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 3 ) . احمد در مسند ( ج 3 ، ص 42 ) اين حديث را نقل كرده است .
( 4 ) . بخارى ( 5897 و 5898 ) اين حديث را آورده است .