تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢

خود را از ميان مردم به او رساندم و ميان او و قبله نشستم و گفتم : خدايت توفيق دهاد ! تنها با يك جامه نماز مىخوانى ، در حالى كه اين ردايت در كنارت روى زمين افتاده است ؟ راوى گويد : او دست بر روى سينه نهاد و انگشتان خويش از هم باز كرد و آنگاه گفت : مىخواستم احمقى همانند تو بر من وارد شود و ببيند من چه مىكنم و سپس همان كار را انجام دهد ؛ درست در همين جا كه هستيم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه عصايى تهيه شده از شاخهء نخل در دست داشت وارد شد . او در قبله مسجد ما اثر نخامه‌اى ديد ، آن را با عصاى خود پاك كرد و سپس رو به ما كرد و فرمود : كدامتان دوست داريد خدا از او روى بگرداند ؟ » گفتيم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، هيچ يك از ما چنين نمىخواهيم . فرمود : « هر كدام از شما چون به نماز ايستد خداوند پيش روى اوست . پس مباد به پيش رو يا سمت راست خود آب دهان بيفكند . آب دهان را بايد در سمت چپ و زير پاى چپ خود بر زمين افكند . اگر هم بناگاه و ناخواسته چيزى [ : آب دهان و خلط سينه‌اى ] بيرون افتاد با لباس خود چنين كند - و در اين هنگام جامه خود را در هم پيچيد و فرمود : « خوشبو كننده‌اى به من بدهيد . » در اين هنگام جوانى از طايفه برخاست و شتابان به خانه رفت و مشتى خلوق آورد . پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بر نوك عصا قرار داد و بر جاى آن آب دهان ماليد . جابر افزود : از همين جا بود كه در مساجد خود از بوى خوش استفاده كرديد . « 1 » 44 - يحيى بن سعيد ، از ابن عجلان ، از عياض بن عبداللَّه بن ابىسرح ، از ابوسعيد خدرى نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله دوست داشت عصا در دست گيرد . او يك بار در حالى كه عصا در دست داشت به مسجد درآمد و اثر آب دهانى در مسجد ديد ، آن را با نوك عصا تراشيد و پاك كرد . سپس خشمگينانه رو به مردم كرد و فرمود : آيا هيچ كدام از شما دوست دارد كه كسى با او رو يا روى شود و آب دهان بر چهره‌اش بيفكند ؟ هرگاه كسى به نماز مىايستد به خداى خويش روى مىكند . پس مباد در جلو و يا در سمت راست خود آب دهان بيندازد . تنها در سمت چپ مىتواند . اگر هم چيزى ناخواسته و

هامش
( 1 ) . مسلم ( 3008 ) ، ابوداوود ( 485 ) ، بيهقى ( ج 2 ، ص 294 ) و ابن حِبّان ( 2265 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .