تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
سه تا از سمت مشرق و نيز سه تاى ديگر از سمت مغرب قرار گرفته است . راوى گويد : مهدى عباسى در سال صد و شصت و يك در سفر حج به مدينه آمد . او به مالك بن انس گفت : مىخواهم منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله را به همان حالتِ نخستين خود بازگردانم . اما مالك گفت : اين منبر از چوب گز است و به اين چوب‌ها ميخ شده و بسته شده است . اگر آن را از جا بردارى بيم دارم كه از هم بگسلد و از ميان برود . بنابراين صلاح نمىدانم آن را تغيير دهى . از اين روى نظر مهدى از تغيير دادن منبر برگشت .

آب دهان انداختن در مسجد و علت استفاده از خلوق براى خوشبو كردن مسجد

42 - عبدالصمد بن عبدالوارث براى ما حديث كرد و گفت : عمر بن سليم براى ما نقل كرد و گفت : ابوالوليد براى ما نقل كرده كه از ابن عمر پرسيدم : آغاز زعفران - يعنى استفاده از آن براى خوشبو كردن مسجد - كى بوده است ؟ گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله نُخامه‌اى در مسجد ديد و فرمود : وه چه زشت است ! چه كسى چنين كرده است ؟ پس كسى كه اين آب دهان انداخته بود آمد و آن را پاك كرد و جايش را به زعفران اندود . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « اين كارش از آن يكى بهتر است » . « 1 » 43 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : حاتم بن اسماعيل ، از يعقوب ابن‌مجاهد از ابوحَزْره يعقوب بن مجاهد ، از عُبادة بن وليد بن عُبادة بن صامت نقل كرد كه گفته است : من و پدرم آهنگ آن كرديم ، از اين گروه انصار ، پيش از آن كه از ميان روند ، علم « 2 » بياموزيم . نخستين كسى كه با او برخورد كرديم ابويسر بود . سپس به راه خود ادامه داديم و نزد جابر بن عبداللَّه رفتيم كه تنها يك جامه به خود پيچيده بود و نماز مىخواند .

هامش
( 1 ) . اين از حديث‌هايى است كه فقط مؤلف آن را روايت كرده است . سمهودى در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 659 ) مىگويد : ابن شبه اين حديث را با سندى خوب روايت كرده است .
( 2 ) . در اين گونه سياق‌ها معمولًا مقصود از علم ، حديث است - م .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 31 | ابن شبة النميري / صابرى