گفته است : از ابوهريره شنيدم كه مىگفت : مردمان مدينه در حالى مدينه را وامىگذارند كه بهترين وضع را دارد و خرم و زيباست . پرسيده شد : پس چه كسى ميوههاى آن را مىخورد ؟ گفت : پرندگان و درندگان « 1 » 624 - حكم بن موسى براى ما نقل كرد و گفت : ضَمْره ، از ابن شوذب ، از ابومهزم ، از ابوهريره نقل كرده است كه گفت : مردمان مدينه در حالى مدينه را وامىگذارند كه خرماها رو به رسيدن است . « 2 » 625 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از ابو مهزم ، از ابوهريره نقل كرد كه گفته است : روباهى مىآيد و در سايهء منبر مىخوابد و سپس مىرود و هيچ كس آن را نمىراند . « 3 » 626 - موسى بن اسماعيل براى ما حديث كرد و گفت : حماد ، از عطاء بن سائب ، از مردى از اشجع ، از ابوهريره نقل كرد كه گفته است : آخرين كسانى كه برانگيخته مىشوند دو تن اند : مردى از جهينه و ديگرى از مزينه . آنها مىپرسند : مردم كجايند ؟ پس به مسجد مىآيند و جز روباه نمىبينند . آنگاه دو فرشته فرود مىآيند و اين دو را به جلو مىكشند تا آن كه به مردم ملحق مىسازند . « 4 » 627 - عمرو بن مرزوق براى ما نقل حديث كرد و گفت : عمران بن قطان ، از يزيد بن سفيان ، از ابوهريره نقل كرد كه گفته است : قيامت بر پا نشود مگر آن كه روباهى بيايد و بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله بنشيند و كسى آن را نراند . « 5 »
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 267
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٢٦٧
هامش
( 1 ) . موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل است بر ابومهزم يزيد بن سفيان ، دوست ابوهريره ، كه ذهبى در ميزان ( ش 9701 ) دربارهاش گويد : او را ضعيف دانستهاند . شعبه گفت : ابومهزم در مسجد ثابت به بينوايى واگذاشته شده بود و اگر كسى يك پول سياه به او مىداد برايش هفتاد حديث مىآورد . شعبه گفته است . خود ديدم كه اگر به او يك درهم مىدادند حديثى برمىساخت .
( 2 ) . حديث موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر ابومهزم است .
( 3 ) . سند مشتمل بر ابومهزم است و از اين روى حديث موقوف و ضعيف است .
( 4 ) . حديث موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر راويى است كه از او نام برده نشده است . در وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 86 ) نيز نقل شده است .
( 5 ) . حديث موقوف و ضعيف است ؛ سند مشتمل بر يزيد بن سفيان است و او به گفته ابن حجر در تقريب راويى متروك است . حديث در وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 85 ) نقل شده است .