تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

بنى عدى از آن سخن گفتيم . سراى مروان [ بن حكم ] « 1 » كه كارگزاران مدينه در آن مىنشستند و سراى يزيد بن عبدالملك در جوار آن قرار گرفته از اين جمله است . امروزه اين سراى جزو صوافى است و سرايى از ابوسفيان كه بلندايش سر بر آسمان مىساييده ، جزو اين سرا شده است . از ديگر سراىها سراى خاندان ابو اميّة بن مغيره است كه يزيد [ بن عبدالملك ] « 2 » آن را خريد و جزو سراى خود كرد . يكى از مردمان مدينه بر يزيد وارد شده و يزيد دربارهء سراى خود از او پرسيده و او نيز در پاسخ گفته بود : در مدينه براى تو سرايى سراغ ندارم ! اين سخن بر يزيد گران آمد و آن مدنى [ كه اين امر را دريافته بود ] به وى گفت : اى امير مؤمنان ، اين [ اشاره به سراى وى ] سرا نيست ، بلكه يك شهر است . مقابل سراى يزيد ، سراى اوَيس [ بن سعد بن ] « 3 » ابى سرح است و در جوار آن نيز سراى مطيع بن اسود عدوى . ميان سراى مطيع خانه‌هايى چند از يزيد بن عبدالملك است كه غسالان در آن مىنشينند . گفته مىشود : يزيد خواهان خريد سراى مطيع بود و با بالا بردن قيمت بر اين كار اصرار داشت ، اما آنها از فروش خوددارى ورزيدند ؛ يزيد در مقابل ، آن خانه‌ها را ساخت تا جلوى سراى آن مطيع را ببندد . اين خانه‌ها كه به همين دليل « ابيات الضِّرار » نام گرفته بعدها به خيزران رسيده است . در غرب مسجد سراى ابن مكمل است كه در آغاز از آن سخن گفتيم ، و نيز سراى نَحّام عدوى « 4 » و آنگاه راه . ميان اين دو نيز شش ذراع فاصله است . سپس در كنار سراى نَحّام سرايى است كه از جعفر بن يحيى بن خالد [ بن برمك ستانده شد ] « 5 » و خانهء عاتكه

هامش
( 1 ) . افزوده را محققان متن عربى به نقل از وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 520 ) آورده‌اند .
( 2 ) . افزوده به نقل از وفاء الوفاء ( ج 1 ، ص 521 ) آورده شده است .
( 3 ) . افزوده به نقل از وفاء الوفا ( ج 1 ، ص 521 ) است .
( 4 ) . نام كامل او نعيم بن عبداللَّه نَحَّام است . و از آن روى نحَّام لقب گرفت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « من به‌بهشت در آمدم و آنجا نحمه‌اى ( سرفه‌اى ) از نعيم شنيدم » . در برخى از روايت‌ها نيز كلمهء نحنحه آمده است . نعيم در دوران خلافت عمر در نبرد يرموك ( 15 ه . ق . ) شهيد شد . بنگريد به : اصابه ، ج 3 ، ص 538 ؛ اسد الغابه ج 5 ، ص 32 .
( 5 ) . افزوده به نقل از وفاء الوفا ، ج 1 ، ص 532 .