تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

487 - ابن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : عفان براى ما حديث كرد و گفت : وهيب براى ما حديث آورد و گفت : عمرو بن يحيى ، از عباس بن سهل بن سعد ، از ابوحُميد ساعدى براى ما نقل كرد كه گفته است : در سال نبرد تبوك با رسول خدا صلى الله عليه و آله از شهر بيرون شديم ، آن حضرت فرمود « من شتاب دارم هر كدام از شما كه دوست دارد با من بشتابد ، چنين كند . » پس از شهر بيرون رفت و ما نيز با او بيرون رفتيم . چون بر دروازه شهر قرار گرفت فرمود : « اين طابه است » . « 1 » 488 - موسى بن اسماعيل و عفان براى ما نقل كردند و گفتند : حماد بن سلمه ، از سماك ، از جابر بن سَمُرَه براى ما حديث كرد كه مردم ، شهر را مدينه و يثرب مىناميدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « خداوند آن را طابه ناميده است » . « 2 » 489 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از سماك ، از جابر بن سَمُرَه نقل كرد كه گفته است : مدينه را يثرب مىناميدند و رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را طَيْبه ناميد . « 3 » 490 - ابن‌ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : ابواحْوص ، از سماك بن حرب ، از جابر ابن سَمُرَه نقل كرد كه گفته است : از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود : « خداوند مدينه را طابَه نام نهاده است » . « 4 » 491 - خلف بن وليد براى ما نقل كرد و گفت : اسماعيل بن زكريا اسدى ، از يزيد بن ابىزياد ، از عبدالرحمان نقل كرد كه گفته است : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « هر كس مدينه را يثرب گويد ، بايد كه سه بار « استغفراللَّه » بر زبان آورد ؛ اين طابه است ، اين طابه است ، اين طابه است » . « 5 »

هامش
( 1 ) . بخارى ( 1481 ، 3161 ، 1872 ، 3791 و 4422 ) ، همو به صورت معلق ( ج 5 ، ص 272 ) ، مسلم ( ج 4 ، 1786 ح 12 و 1392 و ج 4 ، ص 1785 ، ح 11 ) ، ابوداوود ( 3079 ) ، احمد ( ج 5 ، ص 424 ) ، ابن‌ابىشيبه ( ج 14 ، صص 539 و 540 ) ، ابن‌حبان ( 4503 ) و بيهقى ( ج 4 ، ص 122 ) اين حديث را آورده‌اند .
( 2 ) . مسلم ( 1385 ) ، احمد ( ج 2 ، صص 102 و 108 و ج 5 ، صص 89 ، 94 و 96 ) ، عبداللَّه‌بن احمد در زوائد المسند ( ج 5 ، صص 97 و 98 ) ، ابن‌ابىشيبه ( 2 ج 1 ، صص 179 ) . ابن‌حبان ( 3726 ) و طبرانى در معجم الكبير ( 1892 ، 1970 ، 1976 ، 1987 ) اين حديث را آورده‌اند .
( 3 ) . سند حديث صحيح ، و تكرار حديث پيشين است .
( 4 ) . تكرار حديث 488 و سند آن صحيح است .
( 5 ) . حديث مرسل است . اما همين مضمون در حديث بعدى به صورت موصول نقل شده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 164 | ابن شبة النميري / صابرى