تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
شده بود برايم شربتى فرستاد . غلام آن را به دستم داد و گفت : بخور . او مرا فرموده است كه تا نخورى بازنگردم . من آن را خوردم و ديدم بوى مشك مىدهد و شربتى است خوش‌مزه و سرد . چون آن را نوشيدم غلام مرا گفت : خطاب به تو فرموده است : چون نوشيدى نزد من آى . من در آنچه به من گفت ، انديشيدم ، در حالى كه پيش از آن قدرت ايستادن روى پاهايم را نداشتم . اما چون آن شربت در درونم جاى گرفت گويى از بندى رسته باشم . پس در حالى كه تندرست شده بودم بر در سرايش رفتم و اجازه خواستم . مرا بانگ زد كه به درون آى . من گريان به درون رفتم ، سلام كردم و بر دست و سر او بوسه زدم . پرسيد : اى محمد ، از چه روى گريانى ؟ گفتم : فدايت شوم ! بر غربت ، دورى راه و كم توانى از اين‌كه نزد تو بمانم و تو را بنگرم . پس به من فرمود : اما كم توانى ، خداوند ياران ما و دوستداران ما را چنين قرار داده و بلا را به لقاى ايشان شتابان ساخته است . آن غربت هم كه گفتى ، تو را به ابو عبد اللّه ( امام حسين عليه السّلام ) در اين‌باره اقتدا بايد . او در سرزمين دور از ما در جوار فرات آرميده است . مؤمن در اين دنيا غريب و در ميان اين مردمان سرافكنده است تا از اين سراى به سراى رحمت خداوند رود . اين هم كه دوست دارى نزديك ما باشى و ما را بنگرى ، در حالى كه در توان تو نيست ، خداوند خود آنچه را در دل دارى مىداند و تو را بر آن پاداش دهد . « 1 » * محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از ابراهيم بن هاشم ، از ابن ابى عمير برايم حديث كرده كه هشام بن سالم به وى گفت است : هيچ نشد كه من و زراره در مسأله‌اى اختلاف كنيم مگر آن‌كه نزد محمد بن مسلم رفتيم و از او پرسيديم و او به ما گفت : ابو جعفر امام باقر عليه السّلام در اين‌باره چنين و چنان فرموده است و ابو عبد اللّه امام صادق عليه السّلام چنين و چنان فرموده است . « 2 »

[ دربارهء على عليه السّلام ]

* . . . « 3 » چون به آسمان‌ها برده شدم تا مسافت‌هاى دور در برابر ديدگانم هويدا شد ، آن‌سان
هامش
( 1 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 11 ، ص 96 ) اين روايت را به نقل از كتاب حاضر آورده است . كشى نيز در رجال ( ص 112 ) و ابن شهر آشوب در مناقب اين حديث را نقل كرده است - ح . ( 2 ) . مجلسى در بحار الانوار ( ج 11 ، ص 222 ) اين حديث را از كتاب حاضر نقل كرده است . ( 3 ) . در نسخهء اصلى اين قسمت سفيد بوده است . علامه مجلسى در بحار الانوار ( ج 4 ، ص 141 ) اين روايت را به -
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 66 | الشيخ المفيد / صابرى