تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
راوى گويد : من پاسخى در اين‌باره نداشتم . پس از چندى حج گزاردم . آن‌جا به حضور ابو عبد اللّه عليه السّلام ، رسيدم و گفتم : فدايت شوم ، مردى از خوارج از من چنين و چنان پرسيده است . امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند در قربانىهاى منى ، ميش و بز اهلى را حلال كرده و ميش و بز كوهى را حرام دانسته و اين سخن خداوند است كه فرمود :
مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ
« 1 » . خداوند همچنين براى قربانى در منى شتر عربى را حلال قرار داد و شتر خراسانى را حرام گردانيد و نيز در آن‌جا گاو اهلى را حلال خواند و گاو كوهى را حرام گردانيد و اين سخن خداوند است كه فرمود :
وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ
« 2 » . راوى گويد : پس نزد آن طرف خويش بازگشتم و او را از اين پاسخ آگاهاندم . او نيز گفت : اين چيزى است كه بر بار شتران از حجاز آورده‌اند « 3 » .

مناظرهء امام كاظم عليه السّلام و هارون

* محمد بن حسن بن احمد ، از احمد بن ادريس ، از محمد بن احمد بن اسماعيل علوى نقل كرده كه گفته است : شيخ محمد بن زبرقان دامغانى برايم حديث آورده و گفته است : ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام فرموده است : پس از آن‌كه هارون فرمود مرا نزد وى برند ، من بر او درآمدم و سلام كردم . به سلامم پاسخ نداد و در حالى كه او را خشمگين ديدم طومارى به سويم افكند و گفت : بخوان . در آن نگريستم و ديدم در آن سخنى است كه خداى خود بركنارى مرا از آن مىداند . در آن آمده بود كه از سرزمين‌هاى دور براى موسى بن جعفر عليه السّلام خراج مىآورند ، از سوى غاليان شيعه كه به امامت او گرويده‌اند و از اين رهگذر خداپرستى مىكنند و بر اين دعوىاند كه پذيرش اين امامت بر آنان واجب است تا هنگامى كه خداوند زمين و آنچه را در آن است ارث برد . هم بر اين باورند كه هركس به آنان عشر ندهد ، به امامت آنان نماز نگزارد ، با اجازهء ايشان حج نرود ، به فرمان آنان جهاد نكند ، براى آنان غنيمت نياورد ، امامان را بر همهء مردمان برتر نداند و فرمانبرى از ايشان را به سان فرمانبرى خداوند و فرمانبرى پيامبر او واجب نداند ، كافر است و مال و جانش نيز حلال . در آن طومار همچنين نسبت‌هايى ناروا بود ؛ از اين قبيل كه متعه بدون گواه انجام دهند و با اذن امام و به مهرى هرچند به اندازهء
هامش
( 1 ) . انعام / 143 . ( 2 ) . همان / 144 . ( 3 ) . كلينى در كافى ( ج 4 ، ص 492 ) اين حديث را نقل كرده است - ح .