خوراكى فراهم ساز . چون خوردند از آنان بخواه تا برايت دعا كنند .
راوى گويد : من به كوفه رفتم . آنجا ده درهم جستم ، ولى نيافتم . تا آنكه چونان كه فرموده بود يكى از بالشهاى خود به ده درهم فروختم و ده تن از هممسلكان خويش خواندم و برايشان خوراكى نهادم و چون خوردند از آنان خواستم برايم دعا كنند .
ديرى نپاييد كه دنيا به من روى نهاد . « 1 »
[ سرشت مؤمن و كافر ]
* از او ، از ربعى ، از مردى ، از على بن حسين عليه السّلام نقل شده كه فرموده است : خداوند جان و تن پيامبران را ، از گل « عليين » آفريد . جان مؤمنان را نيز از همين گل بيافريد ، امّا تنشان را از چيزى ديگر . جان و تن كافران را هم از گل « سجين » پديد آورد . آنگاه اين دو گل را به هم درآميخت . از همين رو است كه مؤمن كافر زايد و كافر نيز مؤمن زايد و از همين جاست كه مؤمن سيئه انجام دهد و كافر به حسنه توفيق يابد . اينگونه است كه دلهاى مؤمنان براى همان كه از آن آفريده شدهاند تنگ مىشود و دلهاى كافران براى آنچه از آن خلق شدهاند . « 2 »
[ حسنه و سيئه ]
* از حريز از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه دربارهء آيهء
وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ
« 3 » حسنه به معناى تقيه و پنهان داشتن و سيئه فاشكردن و آشكارسازى است :
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
« 4 » .
[ توصيهء اخلاقى ]
* از امام رضا عليه السّلام ، از پدرانش عليهم السّلام ، از امير مؤمنان عليه السّلام ، از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه از
هامش
( 1 ) . كلينى در كافى ( كتاب « المعيشه » ، باب النوادر ) اين حديث را آورده است - ح .
بنگريد به : الكافى ، ج 5 ، ص 314 - م .
( 2 ) . كلينى در كافى ، ( ج 2 ، ص 2 ) و نيز صفار در بصائر الدرجات ( ج 1 ، باب 9 ) اين حديث را روايت كردهاند و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 15 ، ص 22 ) آن را نقل كرده است - ح .
( 3 ) . فصّلت / 34 : و نيكى با بدى يكسان نيست .
( 4 ) . فصّلت / 34 : بدى را به آنچه خود بهتر است دفع كن آنگاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنىاى است گويى دوستى يكدل مىگردد .