روزى به مسجد كوفه رفتم و در كنار يكى از ستونها نشستم تا نماز بگزارم . ناگاه پشت سر خود زنى باديه نشين ديدم كه بالاپوشى بر خويش افكنده است و فرياد مىزند : اى آنكه در دنيا نامورى ! اى آنكه در آخرت نامورى ! اى آنكه در آسمان مشهورى و اى آنكه در زمين مشهورى ! ستمگران كوشيدند نور تو را خاموش كنند و نامت را فرونشانند . اما خداوند بر نور خويش جز فروزش و بر نام تو جز فرازى نخواست ، هرچند مشركان خوش ندارند .
آن مرد گويد : گفتم : اى بندهء خدا . اين كيست كه او را به اين ويژگىها مىخوانى ؟ گفت : او امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام است كه توحيد جز به او و ولايت او ميسّر نگردد .
مرد گفته است : من ديگر بار نگاه خويش به سوى او برگرداندم . اما هيچكس نديدم . « 1 »
[ خطبهء قس بن ساعده ]
* . . .
لا يرجع الماضى و لا * يبقى من الباقين غابر
ايقنت انّى لا محا * لة حيث صار القوم صائر
پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خداوند قس را بيامرزد . او خود امتى يگانه بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . صدوق در امالى ( مجلس شصت و سوم ) اين مضمون را روايت كرده و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 9 ، ص 382 ) آن را نقل كرده است - ح .
( 2 ) . در نسخهء اصلى كتاب اين قسمت افتادگى دارد . اما خطبهء قس بن ساعده را صدوق در اكمال الدين ( ص 100 ) و ابن عبد ربه در كتاب الخطب ( ج 4 ، ص 128 به نقل از العقد الفريد ) آوردهاند و متن آن چنين است :
ابن عباس گفته است : هيئت اياد به حضور پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آن پرسيد : كدام يك از شما قس بن ساعده ايادى را مىشناسد ؟ گفتند : ما همه او را مىشناسيم . پرسيد : او چه كرد ؟ گفتند : مرده است . فرمود : او را از ياد نمىبرم كه در ماه حرام در بازار عكاظ بر شترى سرخ مىنشست و براى مردم خطبه ايراد مىكرد و مىگفت : بشنويد و بفهميد : هركه زيسته روزى مرده است و هركه مرده از كف رفته است . آنچه مىآيد مىآيد . در آسمان خبرى است و در زمين عبرتهاست . ابرهايى مىگذرند و ستارههايى در فلكى كه مىچرخد خاموش مىشوند . قس سوگند ياد مىكند كه خداى را دينى است پسنديدهتر از اين آيين كه شما داريد . چه شده است مردم را مىبينم كه مىروند و باز نمىآيند ؟ آيا به ماندن در آن سراى خرسند شدهاند يا آنان را واگذاشتهاند و آنجا به خواب رفتهاند ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنگاه پرسيد : كداميك از شما شعرى از او روايت مىكند ؟
پس يكى از آنان اين بيتها را خواند :فى الذاهبين الاولي * ن من القرون لنا بصائر
لما رأيت موارد * للموت ليس لها مصادر -