آبى روان « 1 » و ميوههايى آويخته بر شاخسارها مىبيند كه آن را رضوان نامند و از ساق آن دو چشمه جارى است . به سراغ يكى از آنها مىرود و در آن غسل مىكند و در حالى بيرون مىآيد كه طراوت بهشت بر چهرهء او است . سپس از آن چشمهء ديگر مىآشامد تا از آن پس هيچ دلدرد ، بيمارى و ناتندرستىاى نداشته باشد . اين سخن خداوند است كه فرمود :
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
« 2 » .
سپس فرشتگان به استقبالش مىآيند و مىگويند : نيك آمدهاى ؛ با واردشوندگان بدان درآى . به بهشت درمىآيد و آنجا او رديف از درختان را مىبيند كه شاخههاى اصلى آنها از لؤلؤ است ، شاخههاى كوچكترشان زر و زيور است ، ميوههايشان همانند پستان دوشيزگان است .
آنگاه فرشتگان در حالى كه با خود شتران ، اسبان تاتارى و زيور و جامههاى فاخر آوردهاند به استقبالش مىآيند و مىگويند : اى ولى خدا ، بر هرچه مىخواهى بنشين ، هرچه مىخواهى بپوش و هرچه دوست دارى بخواه .
فرموده است : پس بر هرچه دوست دارد مىنشيند ، هرچه دوست دارد مىپوشد و در حالىكه بر شتر يا اسبى از نور سوار شده و جامهها و زيورهايش هم از نور است و در حالى كه فرشتگانى از نور پسركانى از نور و حورانى از نور او را همراهى مىكنند در سراى نور روانه مىشود تا جايى كه از آن نور كه فرشتگان مىبينند هيبتش در دل آنها مىافتد و به همديگر مىگويند : كناره گزينيد ؛ هيئت خداى بردبار بخشاينده آمده است .
فرموده است : پس به نخستين قصرى كه برايش فراهم شده و از نقره است و كنگرههايى از مرواريد و ياقوت دارد مىنگرد . از فراز بام آن همسرانش او را مىنگرند و مىگويند : مقدمت گرامى باد ، مقدمت گرامى باد ، در ميان ما فرود آى ! او آهنگ فرود آمدن در ميان آنها مىكند .
فرموده است : اما فرشتگان مىگويند : اى ولى خدا ، پيشتر رو . اين از آن تو است و جز اين هم دارى .
پيش مىرود تا به قصرى از طلا كه تاجهايى از مرواريد و ياقوت دارد مىرسد . آنجا نيز همسرانش از فراز بام به او مىنگرند و مىگويند : اى ولى خدا ، مقدمت گرامى باد ، مقدمت
هامش
( 1 ) . اشاره به آيههاى 30 تا 32 سورهء واقعه :وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ * وَ ماءٍ مَسْكُوبٍ * وَ فاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ- م .
( 2 ) . انسان / 21 : و پروردگارشان بادهاى پاك به آنان مىنوشاند .