فرموده است : پس خداوند مىفرمايد : آيا به ياد مىآورى كه فلان روز گرسنهاى را خوراك دادى ، با برادرى مؤمن شرط خويشاوندى گزاردى ، روزى كسى را جامه پوشاندى ، سعى به انجام رساندى ، در بيابان راهى حج شدى ، در احرام مرا خواندى ، از خشيت اشك از ديده فرو ريختى ، از بيم شب را زنده داشتى و از سر خوف چشم فروهشتى . اينك اين به آن . آن نيكىها كه انجام دادهاى پاداش يافته است و آن بدىها كه كردهاى بخشوده است . روى خويش برگردان .
چون روى خويش برگرداند خداوند را بيند . « 1 » در اين هنگام چهرهاش نورانى گردد ، دلش شاد شود ، تاجى بر سرش نهند و دستانش به زيور آرايند .
سپس خداوند مىفرمايد : اى جبرئيل ، بندهء مرا با خود ببر و كرامت مرا به او بنمايان . پس بنده در حالى كه نامهء خويش را در دست راست گرفته است ، از حضور خداوند مىرود ، نامه را تا جايى كه چشم كار مىكند باز مىكند و صحيفهء خود را براى همهء مردان و زنان مؤمن مىگشايد و مىگويد :
هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ * إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ * فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ
« 2 » .
چون به در بهشت مىرسد به او گفته مىشود : جواز را بده .
او نيز مىگويد : اين جواز من است و در آن چنين نوشته است : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اين جوازى است كه از جانب خداوند عزيز حكيم ، از جانب پروردگار جهانيان براى فلانى صادر شده است .
پس منادىاى چنان بانگ برمىآورد كه همهء حاضرشدگان در محشر مىشنوند : هان ! اينك فلانى به سعادتى رسيده است كه هرگز پس از آن تيرهبختى نخواهد ديد .
فرموده است : پس به بهشت درمىآيد و آنجا ناگهان درختى داراى سايههاى كشيده و
هامش
البته خداوند و حجتهاى او خود حقيقت را دانند . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 8 ، ص 221 .
جالب آنكه به رغم اين توضيح علامهء مجلسى كه نشان مىدهد روايت ايشان مشتمل بر عبارت « يضحك » بوده در نسخهء بحار الانوار ( ج 8 ، ص 212 ) اين عبارت به چشم نمىخورد - م .
( 1 ) . پاورقى پيشين را دربارهء تفسير رؤيت بنگريد - م .
( 2 ) . حاقه / 19 - 21 : بياييد و كتابم را بخوانيد . من يقين داشتم كه به حساب خود مىرسم . پس او در يك زندگى خوش است .