فرموده است : پس شخص به همسر خود مىگويد : از چه روى گريانى ؟
فرموده است : و او مىگويد : براى از دست دادن تو كه ما را بىپناه واگذاردهاى !
فرموده است : پس صورتى نيكو مىآيد .
فرموده است : و شخص مىپرسد : تو كيستى ؟ مىگويد : من عمل صالح توام . امروز به فرمان خدا ، برايت دژى استوار و سپرى و سلاحى هستم .
فرموده است : پس بنده مىگويد : اگر مىدانستم تو اينجا هستى ، براى رسيدن به تو خويش را به رنج مىافكندم و دارايى و فرزندانم مرا نمىفريفتند .
فرموده است : پس آن عمل صالح مىگويد : اى ولى خدا ، تو را مژدهء خير باد .
به خداوند سوگند زمانى كه هنوز صداى پاى تشييعكنندگان شنيده مىشود كه از تشييع بازمىگردند و زمانى كه تازه دفن او را به پايان بردهاند و هنوز گردوخاك قبر از دستان خويش مىزدايند ، بىآنكه آنان دريافته باشند روح شخص به او بازگردانده مىشود .
فرموده است : پس در اين هنگام زمين به شخص مىگويد : اى ولى خدا ، مقدمت گرامى باد .
به خداوند سوگند ، در حالى كه تو بر پشتم سوار بودى تو را دوست داشتم . اكنون كه در درون دلم جاى گرفتهاى تو را بيشتر دوست دارم . به عزت پروردگارم سوگند ، با تو همسايهاى نيك خواهم بود ، خفتنگاه تو را سرد و خرم خواهم داشت و گذر تو را وسعت خواهم بخشيد ؛ كه من باغى از باغها را بهشت يا گودالى از گودالهاى دوزخ هستم .
فرموده است : آنگاه خداوند به سوى او فرشتهاى برمىانگيزد و او با بالهاى خود بر سمت راست و چپ و پيش روى و پشت سر آن مؤمن مىنوازد و از هرسوى قبر را گشاده مىسازد و نورى پديد مىآورد و به ناگاه قبر حلقهاى از نور مىشود .
فرموده است : سپس منكر و نكير كه دو فرشتهء سياه هستند و با نيش خود قبر را مىشكافند و بر موهاى خود راه مىروند و حدقهء چشمانشان به ديگ مس مىماند و صدايشان چون رعدى غرنده و چشمانشان چون برقى درخشان است ، مىآيند ، او را بيم مىدهند و بر او نهيب مىزنند و مىگويند : پروردگارت كيست ؟ پيامبرت كيست ؟ دينت چيست ؟
و امامت كيست ؟
در اين وضع آن مؤمن خشمگين مىشود تا آنكه سرانجام به توكل بر خداوند و بىآنكه او را قرابت و خويشاوندىاى باشد به ناز از اين خشم برون مىآيد و مىگويد : اللّه پروردگار
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٨٠