تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
سپس رضوان ، پاسبان بهشت نزد او مىآيد و شربتى از بهشت به او مىنوشاند كه از آن پس نه در قبر خود و نه در قيامت تشنه شود و سرانجام سيراب به بهشت درآيد . پس بنده مىگويد : اى فرشتهء مرگ ، روح مرا بازگردان تا تنم را بستايد و تنم نيز روحم را بستايد . فرموده است : پس فرشتهء مرگ مىگويد : اينك هركدامتان ستايش ديگرى گوييد . روح مىگويد : اى تن ، خداى تو را برترين جزايى دهاد كه به تن دهد . در طاعت او شتابان بودى ، در نافرمانىاش كندى رواداشتى . خداوند از جانب من تو را برترين سزايى دهد كه به تن دهد . تا روز قيامت بر تو درود . تن نيز همانند اين سخن به روح مىگويد . فرموده است : پس فرشتهء مرگ چنين بر روح بانگ مىزند : اى روح پاك ، در حالى كه مؤمن ، رحمت شده‌اى و شايستهء رشك بردن هستى از اين دنيا بيرون شو . فرموده است : پس فرشتگان بر او دل مىسوزانند . سختىها از او گشوده مىشود و راه بر او هموار مىگردد و شايستهء زيستنى جاويدان مىشود . فرموده است : آن‌گاه خداوند دو صف از فرشتگان به جز آن‌ها كه براى ستاندن جانش رفته بودند برمىانگيزد و آن‌ها ميان خانهء او تا قبرش در دو سوى صف مىآرايند و براى او آمرزش مىطلبند و شفاعت مىخواهند . فرموده است : پس فرشتهء مرگ او را تيمار مىكند ، وعده‌هاى نيكو مىدهد و از جانب خداوند به كرامت و خير مژده مىرساند ، چونان كه مادرى كودك خود را نرم مىكند و او را به روغن و بوى خوش تيمار مىكند و به او فدايت شوم مىگويد . فرموده است : چون جان به حلقوم مىرسد آن دو فرشتهء نگاهبان كه پيوسته با او بوده‌اند [ به فرشتهء مرگ ] مىگويند : اى فرشتهء مرگ ، با دوست ما مهربان باش و مدارا كن ؛ چه ، او نيكو برادر و خوش همنشين بود و هيچ‌گاه چيزى كه خداى را ناخرسند كند به ما املا نكرد . آن‌گاه كه روح از تن بيرون مىرود ، به سان نخلى پر فروغ كه در مشكى سفيد و بوته‌هاى خوشبوى بهشتى پيچيده شده است رهسپار مىشود و فرشتگانى كه آن را ستانده‌اند آن را به آسمان دنيا مىبرند . فرموده است : پس درهاى آسمان برايش گشوده مىشود و دربانان به آن مىگويند : خداوند