تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

[ 10 ]

[ برخى از سفارش‌هاى لقمان به پسر خويش ]

* از اوزاعى نقل شده است كه چون لقمان سرزمين خود را ترك گفت به آبادىاى در موصل رسيد كه آن را كومليس مىگفتند . اوزاعى گويد : چون در آن‌جا تنگدست شد ، در اندوه نشست و هيچ‌كس نداشت كه او را يارى رساند در را بست و پسر خويش را به درون آورد ، او را اندرز داد و چنين گفت : پسرم ، دنيا دريايى ژرف است كه انسان‌هايى بسيار در آن تباه شده‌اند . از عمل در آن توشه برگير و كشتىاى اختيار كن كه از خدا ترسى پر شده است . آن‌گاه بر امواج اين دريا سوار شو تا رهايى يا بى و من بيم دارم نتوانى رهايى يافت . پسرم ، آن كشتى ايمان است ، لنگر آن كشتى توكل ، سكانش صبر و پاروهايش روزه ، نماز و زكات است . پسرم ، هركس بدون كشتى به دريا درآيد غرق شود . پسرم ، سخن كم گوى و خدا را در همه جا ياد كن ؛ چه ، او تو را هشدار داده ، بر حذر داشته ، بينايى بخشيده و آگاه ساخته است . پسرم ، از مردم پند و عبرت گير ، پيش از آن‌كه مردم از تو پند گيرند . پسرم ، از رخدادهاى كوچك پند گير ، پيش از آن‌كه رخدادهاى بزرگ بر تو درآيند . پسرم ، به هنگام خشم ، خويشتن‌دار باش تا هيزم جهنم نشوى .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 463 | الشيخ المفيد / صابرى