فرمود : رسول كسى است كه جبرئيل با او چهره به چهره مىشود و با او سخن مىگويد و او جبرئيل را مىبيند ، آنگونه كه انسان دوست خويش را مىبيند . نبى كسى است كه در خواب به سراغش آيند ، به سان رؤياى ابراهيم و همانند آنچه محمد صلّى اللّه عليه و آله در رؤيا مىديد . كسانى هم هستند كه رسالت و نبوت بر ايشان در برهم قرار مىگيرد . محمد از كسانى بود كه رسالت و نبوت برايش در برهم قرار گرفت . اما محدّث كسى است كه سخن فرشته را مىشنود ، ولى نه او را مىبيند و نه در خواب فرشته به سراغش مىآيد . « 1 »
* از همو روايت شده كه گفته است : اسماعيل بن يسار برايم نقل كرده و گفته است : على بن جعفر حضرمى ، از سليم بن قيس شامى برايم نقل كرده كه از على عليه السّلام شنيده كه مىفرموده است : من و اوصيايى كه از فرزندان مناند امامانى راه يافتهايم و همه محدّثيم .
گفتم : اى امير مؤمنان ، اينان كىاند ؟
فرمود : حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام و سپس فرزندم على بن حسين عليه السّلام - و آن زمان على بن حسين عليه السّلام كودكى شيرخواره بود - و سپس هشت تن ديگر يكى پس از ديگرى . آنان هستند كه خداوند بديشان سوگند ياد كرد و فرمود :
وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ
« 2 » . والد در اينجا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله است و مقصود از
ما وَلَدَ
نيز همين اوصيا هستند .
پرسيدم : اى امير مؤمنان . آيا او امام [ در يك زمان ] در كنار هم قرار مىگيرند ؟
فرمود : نه ، مگر اينكه يكى از آنها سكوت گزيده باشد و هيچ نگويد تا آن نخست بدرود حيات گويد .
سليم گويد : از محمد بن ابى بكر پرسيدم و گفتم : آيا على عليه السّلام محدّث بود ؟
گفت : آرى .
گفتم : يعنى فرشتگان با امامان سخن مىگويند ؟
گفت : مگر نمىخوانى كه فرموده است :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
« 3 » ( و لا محدث ) ؟
پرسيدم : پس امير مؤمنان محدّث است ؟
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 391 و 392 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 57 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 78 - م .
( 2 ) . بلد / 3 : سوگند به پدرى چنان و آن كسى را كه به وجود آورد .
( 3 ) . حج / 52 .