[ رعد و برق ]
* معلى بن محمد بصرى ، از سليمان بن سماعه ، از عبد اللّه بن قاسم ، از سماعة بن مهران نقل كرده كه گفته است : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه آسمان رعد و برقى زد . امام صادق عليه السّلام فرمود : زنهار كه آنچه از اين رعد و از اين برق خيزد از فرمان مهتر شما است .
گفتم : مهتر ما كيست ؟
فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام . « 1 »
[ مناجات با خدا ]
* احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايوب ، از عمر بن ابان كلبى ، از اديم بن حر ، از حمران بن اعين نقل كرده كه گفته است : به امام صادق عليه السّلام گفتم : به من رسيده است كه خداوند با على عليه السّلام رازگويى كرد . فرمود : آرى ، در طائف ميانشان مناجاتى بوده و جبرئيل ميانشان نازل شده است . « 2 »
* ابراهيم بن هاشم ، از يحيى بن ابى عمران ، از يونس ، از حماد بن عثمان ، از محمد بن مسلم نقل كرده كه گفته است : به امام صادق عليه السّلام گفتم : سلمة بن كهيل دربارهء على عليه السّلام چيزهايى بسيار روايت مىكند .
پرسيد : چه چيز ؟
گفتم : او برايم نقل كرده است كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اهل طائف را محاصره كرده بود ، روزى با على عليه السّلام به رازگويى پرداخت . يكى از ياران او گفت : شگفتا از سختىاى كه ما در آن به سر مىبريم و او از آغاز روز با اين نوجوان به رازگويى مشغول است !
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من نيستم كه با او رازگويى دارم . او با خداى خود مناجات مىكند .
هامش
- 543 و 544 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 32 ، ج 54 ، ص 344 ، ج 57 ، ص 120 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 1 ، ص 112 - م .
( 1 ) . حديث را بنگريد در : مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 545 ؛ بحار الانوار ، ج 27 ، ص 33 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 73 و 79 ؛ بحار الانوار ، ج 39 ، ص 153 ، ج 40 ، ص 209 ؛ نور الثقلين ، ج 3 ، ص 340 - م .