گفت : آرى . فاطمه عليها السّلام هم محدّث بود ، ولى نبى نبود . « 1 »
[ تفويض ]
* احمد بن محمد بن عيسى و برادرش عبد اللّه بن محمد بن عيسى ، از پدر خود محمد بن عيسى ، از عبد اللّه بن سنان ، از موسى بن اشيم نقل كردهاند كه گفته است : به حضور امام صادق عليه السّلام رسيدم و دربارهء مسألهاى از ايشان پرسيدم و به من پاسخى فرمود . در همان حال كه نشسته بودم ، مردى ديگر درآمد و دربارهء همان مسأله از او پرسيد . امام عليه السّلام پاسخى بر خلاف آنچه به من داده بود به او داد . پس مردى ديگر درآمد و درست همان مسأله را پرسيد .
امام عليه السّلام اينبار نيز پاسخى جز آنچه به من و آن مرد پيشين داده بود فرمود .
من از اين كار بىتاب شدم و بر من گران افتاد .
چون حاضران رفتند ، امام عليه السّلام به من نگريست و فرمود : اى ابن اشيم ، گويا بىتاب شدهاى ! گفتم : از اين بىتاب شدهام كه در يك مسأله سه پاسخ شنيدهام .
امام عليه السّلام فرمود : اى ابن اشيم ، خداوند كار سلطنت خويش به داوود واگذارد و به او فرمود :
هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« 2 » . كار دين خود نيز به محمد صلّى اللّه عليه و آله واگذارد و فرمود :
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
« 3 » .
خداوند به امامان ما و به ما نيز همان چيزى را تفويض كرده است كه به محمد صلّى اللّه عليه و آله تفويض كرده بود . پس نگران مباش . « 4 »
* از همو ، از حسين بن سعيد ، از يكى از يارانش ، از سيف بن عميره ، از ابو حمزهء ثمالى روايت شده و همچنين محمد بن خالد طيالسى ، از سيف بن عميره ، از ابو حمزهء ثمالى برايم نقل كرده كه گفته است : از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : هركس براى او چيزى از كارهاى ستمگران را حلال بدانيم آن كار حلال [ مباح ] است ؛ زيرا به امامان ، از خاندان ما ، تفويض شده
هامش
( 1 ) . متن كامل حديث يا بخشهايى از آن بهويژه بخش پايانى را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 392 ؛ كتاب سليم ابن قيس ، ص 351 ؛ مدينة المعاجز ، ج 2 ، ص 94 ؛ ينابيع المعاجز ، ص 56 و 57 ؛ بحار الانوار ، ج 26 ، ص 79 - م .
( 2 ) . ص / 39 : اين بخشش ما است . آن را بىشمار ببخش يا نگاهدار .
( 3 ) . حشر / 7 ، آنچه را فرستادهء او به شما داد آن را بگيريد و از آنچه شما را بازداشت بازايستيد .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بصائر الدرجات ، ص 403 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 95 و 96 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 305 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 241 ، ج 23 ، ص 185 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 6 ، ص 138 - م .