تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
شاخه او را به بهشت برساند . زفتى هم درختى در دوزخ است كه شاخه‌هاى آن در دنيا است . هركس به شاخه‌اى از آن چنگ زند ، آن شاخه او را به دوزخ رساند . « 1 » * پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عدى بن حاتم فرمود : خداوند به گشاده‌دستىاى كه پدرت داشت ، كيفر سخت را از او دور ساخت . « 2 » * روايت شده است كه طايفه‌اى از اسيران را نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آوردند . او امير مؤمنان عليه السّلام را فرمود كه همه را گردن زند . سپس يكى از آن‌ها را از ديگران جدا كرد و فرمود او را نكشد . آن مرد گفت : با آن‌كه جرم ما يكى است ، چرا مرا از يارانم جدا كردى ؟ فرمود : خداوند به من وحى فرستاده است كه تو گشاده‌دست طايفه خويشى و نبايد تو را بكشم . آن مرد گفت : پس گواهى مىدهم كه خدايى جز اللّه نيست و تو پيامبر خدايى . راوى گويد : بدين‌سان سخاوت او وى را به بهشت راه نمود . « 3 » * روايت شده است كه جوان گشاده دست گناهكار نزد خداوند دوست‌داشتنىتر از پير عبادتگر زفت است . « 4 »
هامش
( 1 ) . حميرى به سند خود اين حديث را از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده است . بنگريد به : قرب الاسناد ، ص 117 . كلينى نيز اين حديث را به سند خود از امام رضا عليه السّلام نقل كرده است . بنگريد به : الكافى ، ج 4 ، ص 40 . صدوق هم اين حديث را به سند خود از امام رضا عليه السّلام و همچنين از امام على عليه السّلام و از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است . بنگريد به : عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 15 و 79 ؛ معانى الاخبار ، ص 256 . حديث را همچنين بنگريد در : طوسى ، الامالى ، ص 475 ؛ روضة الواعظين ، ص 385 ؛ وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 19 و ج 21 ، ص 545 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 14 ، 15 ، 16 ، 543 و ج 15 ، ص 259 و 260 ؛ دلائل الامامه ، ص 71 ؛ شرح الاخبار ، ج 1 ، ص 223 ؛ بحار الانوار ، ج 8 ، ص 171 ، 178 ، ج 68 ، ص 352 ، 353 و 354 ؛ ج 70 ، ص 303 - م . ( 2 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 15 ، ص 260 ؛ بحار الانوار ، ج 68 ، ص 354 ؛ ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 1277 - م . ( 3 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 14 ؛ بحار الانوار ، ج 68 ، ص 354 ؛ ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 1277 . ناگفته نماند آن‌گونه كه ذيل حديث نيز گواهى مىكند يادشدگان در اين حديث مجرم بوده‌اند ، و گرنه به كشتن اسير فرمان داده نمىشود - م . ( 4 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 7 ، ص 15 و ج 15 ، ص 260 ؛ بحار الانوار ، ج 68 ، ص 355 . همين مضمون در منابع اهل سنت نيز از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است . بنگريد به : المعجم الاوسط ، ج 3 ، ص 27 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 11 ، ص 222 - م .