[ دانش و فخرفروشى ]
* پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : هركس دانشى فراگيرد تا به وسيلهء آن با سبك خردان چانهزنى كند و به عالمان فخر فروشد و مردم را به سوى خويش خواند و گويد كه من مهتر شمايم ، بايد جايگاه خويش را در آتش برگزيند .
سپس فرمود : مهترى جز براى سزامندانش روا نيست . پس هركس مردم را به سوى خويش بخواند ، در حالى كه در ميان مردم از او آگاهتر وجود دارد ، خداوند تا روز قيامت به او ننگرد . « 1 »
[ نهى از منكر ]
* از حارث بن مغيره روايت شده كه گفته است : در يكى از كوچههاى مدينه امام صادق عليه السّلام از روبهرو آمد و به من برخورد . گفت : حارث ! گفتم : آرى . فرمود : گناه سبك خردان شما را بر بردبارانتان خواهم نوشت ! گفتم : فدايت شوم ، چرا ؟ فرمود : آنگاه كه دربارهء مردى از شما چنين خبر مىرسد كه كارى ناخوشايند انجام مىدهد كه نزد مردمان مايهء كاستى و نكوهش و سرزنش ما مىشود چه چيز شما را از اين بازمىدارد كه نزد او رويد ، او را اندرز دهيد و به او سخن رسا بگوييد ؟ گفتم : از ما نمىپذيرد و از ما فرمان نمىبرد . فرمود : در اين صورت او را واگذاريد و از همنشينىاش خوددارى كنيد . « 2 »
[ انواع دوستان ]
* از يونس بن عبد الرحمن ، از ابو مريم ، از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرموده است :
مردى در بصره در حضور امير مؤمنان عليه السّلام برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ، مرا دربارهء برادران آگاهى ده .
على عليه السّلام فرمود : برادران بر دو گونهاند : برادران اعتماد و برادران خوشى . برادران اعتماد ،
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : تحف العقول ، ص 43 ؛ الفصول المهمه ، ج 1 ، ص 610 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 30 و 31 و ج 74 ، ص 147 - م .
( 2 ) . كلينى اين حديث را به سند خود و با اندكى تفاوت در ساختار عبارت نقل كرده است . بنگريد به : الكافى ، ج 8 ، ص 162 . حديث را همچنين بنگريد در : مستطرفات السرائر ، ص 598 ؛ وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 144 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 197 و 309 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 22 ، ج 97 ، ص 86 - م .