تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
درهم مىشود . ديهء هريك از دندان‌هاى جانبى و عقب‌تر از آن‌ها ، تا حد از ميان رفتن ، نصف ديهء دندان‌هاى جلو است و بر اين پايه ديهء هريك از اين دندان‌ها ، اين‌كه بشكند يا از ميان برود ، دويست و پنجاه درهم است . شمار اين دندان‌ها شانزده است و ديهء همهء آن‌ها چهار هزار درهم مىشود . حاصل جمع ديهء دندان‌هاى جلو و عقب نيز ده هزار درهم است و ديه بر اين پايه مقرر شده است . آنچه از بيست و هشت دندان افزون باشد يا از آن كمتر باشد ديه‌اى ندارد . در كتاب على عليه السّلام چنين ديده‌ايم . حكم گويد : گفتم : اما تاكنون ديه به شتر و گوسفند ستانده مىشده است . فرمود : در آغاز پيش از اسلام چنين بود . اما چون اسلام رخ نمود و در ميان مردم نقره فراوان شد امير مؤمنان عليه السّلام اين ديه را به نقره قسمت كرد . حكم گويد : پرسيدم : آيا اگر كسى بيابان‌نشين باشد ، از او چه چيز ديه ستانده مىشود : شتر يا نقره ؟ راوى گويد : فرمود : امروز شتر همانند نقره است و شايد براى ديه از نقره هم بهتر باشد . در آن روزگار در ديهء خطا صد شتر از آنان ستانده مىشد و هرشتر با صد درهم معادل مىگشت و اين ده هزار درهم مىشود . حكم گويد : پرسيدم : سن اين صد شتر چقدر است ؟ فرمود : همه بايد مذكر باشند و يك سال بر آن‌ها گذشته باشد . حكم گويد : پرسيدم : در عمد و خطا در قتل و جراحات چه مىگوييد ؟ فرمود : خطا همانند عمد نيست . در قتل و جراحات عمدى قصاص است ، ولى در قتل و جراحات خطا ديه است . راوى گويد : امام سپس فرمود : اى حكم ، اگر خطا از قاتل يا واردكنندهء جراحت باشد و اين جانى بيابانگرد باشد ديهء جنايت او بر اولياى بيابانى او است . فرمود : اما اگر قاتل يا واردكنندهء جراحت اهل آبادى باشد ، ديهء خطاى او بر اولياى آبادىنشين او است . « 1 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : الكافى ، ج 7 ، ص 329 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 137 ؛ الاستبصار ، ج 4 ، ص 288 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 254 ؛ وسائل الشيعه ، ج 29 ، ص 343 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 18 ، ص 377 ؛ بحار الانوار ، ج 100 ، ص 421 - م .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 345 | الشيخ المفيد / صابرى