تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
سنان ، از ابو بصير ، از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : من راهنما و راه‌يافته ، پدر يتيمان و شوى بيوگان و بينوايانم ، من پناهگاه هرضعيف و مأمن هر ترسيده‌اى هستم ، من راهنماى مؤمنان به سوى بهشتم ، من ريسمان استوار خدايم ، من رشتهء گسست‌ناپذير خدايم ، من چشم خدا ، زبان گويا و دست اويم . من « جنب » خدايم كه هركس درباره‌اش مىگويد :
يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ
« 1 » ، من دست گشادهء خدا بر بندگان خويش به مهربانى و آمرزشم ، من « باب حطه » ام « 2 » ، هركه من و حق مرا شناخت پروردگار خويش را شناخت ؛ چه ، من وصى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و حجت او بر مردمانم . هيچ‌كس منكر اين نشود مگر آن‌كه خدا و پيامبر او را نپذيرفته باشد . « 3 »

[ امانتدارى ]

* پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : از ما نيست هركه امانت را خوار شمرد - يعنى چون آن را نزد او به امانت سپردند خود آن را مصرف كند - و از ما نيست كسى كه به مسلمانى ديگر در بارهء زن و فرزند و دارايىاش خيانت ورزد . « 4 »
هامش
( 1 ) . زمر / 56 : دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزيدم . ( 2 ) . مقصود از باب حطه دروازه‌اى است كه در ميان بنى اسرائيل هركه از آن درمىآمد در امان بود و خطايش بخشوده مىشد . در احاديث ، اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باب حطه خوانده شده‌اند . آيهء 58 سورهء بقره نيز به اين دروازه اشاره دارد . در تفسير آيه ، برخى اين در را دروازهء هشتم بيت المقدس دانسته‌اند . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : بحار الانوار ، ج 13 ، ص 178 ، التبيان ، ج 1 ، ص 263 ؛ مجمع البيان ، ج 1 ، ص 229 ؛ كنز الدقائق ، ج 1 ، ص 254 - م . ( 3 ) . صدوق اين حديث را به سند خود نقل كرده است . بنگريد به : التوحيد ، ص 164 و 165 ؛ معانى الاخبار ، ص 18 . حديث را همچنين بنگريد در : بحار الانوار ، ج 4 ، ص 9 ، ج 24 ، ص 199 ، ج 26 ، ص 258 ، ج 39 ، ص 339 ؛ نور البراهين ، ج 1 ، ص 415 . ناگفته نماند تعبيرهاى وارد در اين حديث را عمدتا ناظر به معانى مجازى دانسته‌اند و براى نمونه « جنب » را به طاعت ، « عين » را به ناظر بودن و « لسان » را به سخنگو بودن تفسير كرده‌اند . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 4 ، ص 9 - م . ( 4 ) . گاه هردو بخش حديث و گاه تنها يك بخش از آن در منابع روايت شده است . براى نمونه بنگريد به : عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 55 ؛ ابن بابويه ، الامالى ، ص 344 ؛ وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 241 و ج 19 ، ص 77 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 12 و 13 ؛ مشكاة الانوار ، ص 108 ؛ بحار الانوار ، ج 68 ، ص 387 ، ج 72 ، ص 172 و 284 - م .