تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
صادق عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : سعيد بن جبير به امام زين العابدين عليه السّلام اقتدا مىكرد و امام او را بر اين امر مىستود . دليل كشته شدن او به دست حجاج نيز جز اين نبود . او مردى راست‌كيش بود . گفته‌اند : چون او را به حضور حجاج بن يوسف بردند حجاج از او پرسيد : تو همان « شقى بن كسير « 1 » » هستى ؟ گفت : مادرم آگاه‌تر بوده ، هنگامىكه مرا « سعيد بن جبير » نام نهاده است . پرسيد : دربارهء ابو بكر و عمر چه مىگويى ؟ در بهشتند يا در دوزخ ؟ گفت : اگر به بهشت رفته بودم و اهل آن را مىنگريستم ، مىدانستم چه كسانى در آن هستند [ و اگر به دوزخ رفته بودم و ساكنانش را مىديدم درمىيافتم چه كسانى آن‌جا هستند ] . پرسيد : دربارهء خليفگان چه مىگويى ؟ گفت : من عهده‌دار آنان نيستم . « 2 » پرسيد : كدامشان نزد تو دوست‌داشتنىترند ؟ گفت : آن‌كه خدا از او خرسندتر است . پرسيد : كدامشان خدا از ايشان خرسندتر است ؟ گفت : آگاهى از اين امر نزد همان است كه رازها و رازگويىهايشان را مىداند . پرسيد : از اين‌كه مرا تصديق كنى ، دورى گزيدى ؟ گفت : بله ، نخواستم تو را تكذيب كرده باشم . « 3 »

حماد بن عيسى جهنى

* او از مردمان كوفى تبار و ساكن بصره بود . نود و اندى سال زيست و به امام صادق عليه السّلام پيوست . او به سال 209 ق . در وادى قناة كه وادىاى در مدينه از شجره تا مسجد است درگذشت . « 4 » * جعفر بن حسين مؤمن ، از محمد بن حسن ، از محمد بن حسن صفار ، از محمد بن عيسى ابن عبيد ، از حماد بن عيسى برايمان نقل كرده كه گفته است : نزد ابو الحسن امام كاظم عليه السّلام
هامش
( 1 ) . حجاج براى تحقير نام سعيد بن جبير را كه به معناى نيكبخت التيام يافته است وارونه ساخت و شقى بن كسير گفت كه به معناى تيره‌بخت درهم شكسته است - م . ( 2 ) . اين سخن اشاره‌اى است به آيه 66 سوره انعام :لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ- م . ( 3 ) . كشى در رجال ( ص 79 ) اين حديث را آورده و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 11 ، ص 39 ) آن را از روضة الواعظين ابن قتال نيشابورى نقل كرده است - ح . متن را بنگريد در : روضة الواعظين ، ص 290 ؛ اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 336 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، ص 137 ؛ درر الاخبار ، ص 332 - م . ( 4 ) . بنگريد به : اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 605 ؛ خلاصة الاقوال ، ص 124 ؛ رجال ابن داوود ، ص 84 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 7 ، ص 239 - م .