يافتهام . « 1 »
[ مايهء افتخار ]
* از امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام روايت شده كه فرموده است : آنكه به خويش افتخار كند والاتر است از آنكه به پدر خود افتخار كند ؛ چرا كه من از پدر خويش والاترم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پدر خويش والاتر است و ابراهيم نيز از تارخ والاتر . « 2 »
* پرسيدند : افتخاركردن به چه چيز روا است ؟ فرمود : به يكى از اين سه : ثروتى پيدا ، ادبى چيرهدستانه ، يا حرفهاى كه انسان از آن شرم نكند . « 3 »
[ وصف دنيا ]
* از امير مؤمنان على عليه السّلام پرسيدند : چگونه صبح كردهاى ؟ فرمود : درحالى صبح كردهام كه روزى خويش مىخورم و اجل خويش را انتظار مىكشم .
پرسيدند : پس دربارهء دنيا چه مىگويى ؟ فرمود : چه بگويم دربارهء سرايى كه آغازش اندوه و انديشه و فرجامش مرگ است . هركه در آن بىنياز باشد همچنان تهيدست است و هركه در آن تهيدست باشد در اندوه ماند . در حلالش حساب است و در حرامش نيز آتش دوزخ .
پرسيدند : پس شادمانترين كس كيست ؟ فرمود : پيكرى خفته در خاك كه از كيفر در امان است و به پاداش اميد دارد . « 4 »
هامش
( 1 ) . بنا بر آنچه مجلسى در بحار الانوار ( ج 6 ، ص 230 ) آورده ، شيخ صدوق اين حديث را در معانى الاخبار به صورت مسند روايت كرده و آن را توضيح نيز افزوده است - ح .
متن كامل و سند حديث را بنگريد در : معانى الاخبار ، ص 319 و 320 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 156 و 158 ، ج 56 ، ص 374 ؛ كنز العمال ، ج 6 ، ص 174 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 62 ؛ بحار الانوار ، ج 75 ، ص 32 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 8 ، ص 142 ؛ ميزان الحكمه ، ج 3 ، ص 2381 - م .
( 3 ) . حديث را بنگريد در : مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 92 ، ج 13 ، ص 10 ؛ بحار الانوار ، ج 75 ، ص 32 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 8 ، ص 142 - م .
( 4 ) . همين مضمون در بحار الانوار ( ج 73 ، ص 16 ) به نقل از جابر بن عبد اللّه نقل شده است . همچنين بنگريد به :
بحار الانوار ، ج 75 ، ص 32 - م .