تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
من كوشيدم - و خدا خود اين كوشش مرا مىداند - و از هيچ تلاشى فروگذار نكردم كه مرا به كار و به تدبيرى كه خود دارم واگذارند . اما آنان نپذيرفتند . سپس از ايشان خواستم زمانى اندك به اندازهء برخاستن شتر يا پريدن اسب صبر كنند . اما همه نپذيرفتند ، مگر اين پير - و در اين هنگام به مالك اشتر اشاره كرد - و مگر گروهى از خاندانم . به خداوند سوگند ، در اين ميان آنچه اجازه نداد تا به راه روشن خويش ادامه دهم ، بيم كشته‌شدن اين دو تن - و در اين هنگام به حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام اشاره كرد - و گسستن زنجيرهء نسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و زادگان او در ميان امت و نيز بيم كشته‌شدن اين دو تن بود - و با دست به عبد اللّه بن جعفر و محمد بن حنفيه اشاره كرد - كه مىدانم اگر به خاطر من نبود هرگز آنان در چنين موقعيتى قرار نمىگرفتند . از اين روى و در حالى كه علم پيشين خدا نيز اين بود بر آنچه آن مردمان خواستند صبر كردم . چون شمشير خود از آن مردمان برگرفتيم دوباره در كارها زور راندند و احكام و آرا را به اختيار خويش وانهادند و همهء آن مصحف‌ها و آن حكم قرآن را كه بدان خوانده بودند واگذاشتند . من خود از اين ابا داشتم كه كسى را در دين خدا داور گيرم ؛ چه ، به داورى سپردن در اين كار ، بىترديد و بىگمان خطايى آشكار بود . با اين همه ، چون جز اين را برنتافتند دوست داشتم كسى از خاندان من يا از آنان كه خردمندى و انديشه‌شان را مىپسندم و به خيرخواهى و دوستى و ديندارى آنان اطمينان دارم داور باشد . اما هرنامى كه بر زبان راندم پسر هند نپذيرفت و هرجا او را به چيزى از حق خواندم پشت كرد . پسر هند در آن روز ستم بر ما رواداشت و اين جز از آن روى نبود كه ياران من در اين‌باره از او پيروى مىكردند ! به هرروى ، چون جز اين نپذيرفتند كه حكميت را بر من چيره سازند ، در پيشگاه خداوند از آنان بيزارى جستم و كار را به آنان واگذاشتم و آنان هم داورى را به مردى سپردند كه در آگاهى كم‌بهره‌ترين و دورترين بود و او را به اين بىبهرگى مىشناختند . پس پسر عاص او را چنان فريفت كه شهرهء خاور و باختر شد و آن‌كه فريب خورده بود
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 231 | الشيخ المفيد / صابرى