نبوت برانگيخت و پيام خويش به او سپرد كه من خردسالترين فرد خاندان بودم ، در خانهء او خدمتش مىگزاردم و در هركار كه مىفرمود وظيفه به انجام مىرساندم . او كوچك و بزرگزادگان عبد المطلب را به گواهى دادن به اينكه خدايى جز اللّه نيست و او پيامبر خدا است فراخواند ، اما آنان از اين دعوت سر باز زدند و او را باور نداشتند و انكار كردند و از او كناره گزيدند و دورى اختيار كردند و در مخالفت با او و نافرمانى او و از سر اينكه آنچه را برايشان آورده بود و نه دلهايشان تاب و توان آن داشت و نه عقلشان به درك آن مىرسيد بزرگ و پرخطر مىديدند ، در برابر او در كنار هم قرار گرفتند . اما من به تنهايى دعوت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را پاسخ گفتم و با باور و فرمانبرى و بىآنكه ترديد و وسوسهاى به دلم رسد بدان شتافتم . سه سال بر همين وضع مانديم و در اين مدت بر گسترهء زمين كسى نبود كه به آنچه خداوند به پيامبر خويش داده است براى او گواهى كند ، جز من و جز دخت خويلد كه خدايش رحمت كناد .
على عليه السّلام سپس به ياران خويش روكرد و فرمود : مگر چنين نيست ؟
گفتند : چرا ، اى امير مؤمنان .
امام عليه السّلام سپس افزود :
اى مرد يهودى ، دومين آزمون آن است كه قريش پيوسته در انديشهء كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و در اينباره چارهها مىانديشيد تا آنكه آخرين بار در دار الندوه گرد هم آمدند و در حالى كه شيطان نيز در سيماى مردى كور از خاندان ثقيف در آنجا بود كار خويش را واكاويدند و سرانجام بر اين اتفاق كردند كه از هريك از تيرههاى قريش مردى نامزد شود ، سپس هريك از آنان شمشيرى برگيرند و زمانىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در بستر خفته است همه به يكباره بر او بتازند و شمشيرهاى خويش را به يك ضربت بر او وارد آورند و او را بكشند . چون او را بكشند قريش از مردان خويش دفاع كند و بدينسان خون او هدر رود . اما در اين ميان جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و او را به شبى كه در آن بر ضد او گرد هم مىآيند و به ساعتى كه در بستر بر او يورش مىآورند آگاهاند و به او فرمود تا در آن وقت معين كه در آن به سوى غار رفت از خانه بيرون رود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم مرا از اين خبر آگاهاند و به من فرمود در بستر او بخوابم و با جان خويش از او دفاع كنم . من نيز فرمانبرانه و شادمان و در حالى كه آمادهء جانفشانى بودم بدان كار شتافتم . پس او راه خويش گرفت و من در بستر او خفتم . مردان قريش هم بر اين باور
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١٤