[ 9 ]
كتاب محنت امير المؤمنين عليه السّلام
بسم اللّه الرحمن الرحيم
* روايت شده است كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام در مسجد نشسته بود و گروهى نيز در محضرش بودند . آنان گفتند :
اى امير مؤمنان عليه السّلام با ما سخنى بگوى - فرمود : وه كه غافليد ! سخن من دشوار و دشوارى آفرين است و تنها آگاهان آن را درك توانند كرد .
گفتند : ناگزير بايد با ما سخنى گويى . فرمود : پس با ما برخيزيد و روانه شويد .
آنگاه به سراى خويش اندر شد و گفت : من آنم كه برترى گرفتم و چيرگى يافتم . من آنم كه زنده مىكنم و مىميرانم . من اول و آخرم و ظاهر و باطنم .
آنان خشمگين شدند و گفتند : كافر شده است . پس برخاستند .
على عليه السّلام در را خطاب كرد كه اى در ، بر آنان بسته باش .
در بر آنان بسته شد .
آنگاه فرمود : مگر نگفتم كه سخن من دشوار و دشوارى آفرين است و تنها آگاهان آن را درك توانند كرد ؟ بياييد تا برايتان تفسير كنم . اينكه گفتم : من آنم كه برترى گرفتم و چيرگى يافتم مقصود آن است كه با اين شمشير بر شما برترى گرفتم و بر شما چيره شدم تا به خدا و پيامبر ايمان آورديد . اينكه گفتم من آنم كه زنده مىكنم و مىميرانم ؛ يعنى من سنت را زنده