تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
ديگر جز تو نبود كه سخن گويد ؟ تو را بر آنان برترى نيست مگر در پيشينه يا در پروا از خدا . جامه : يك بار زياد بن شداد حارثى « 1 » صحابى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از برادر خود عبيد اللّه بن شداد شكايت آورد و گفت : اى امير مؤمنان ، برادرم به كنج عبادتى رفته ، از اين‌كه در سرايم با من همخانه شود دورى گزيده و پست‌ترين جامه را بر تن كرده است . زياد همچنين افزود : اى امير مؤمنان ، من خود نيز به اندازهء تو جامه آراسته‌ام و به سان تو پوشيده‌ام . امام عليه السّلام فرمود : تو را چنين حقى نيست . اين پيشواى مسلمانان است كه چون زمامدار شود بايد جامهء تهيدست‌ترينشان را بر تن پوشد تا نادارى بر نادار سنگينى نكند و او را نكشد . چرا ندانسته‌اى كه تو مىبايست از زيباترين جامه‌هاى مردمانت بر تن كنى ؟
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
« 2 » . اگر سخن گفتن از نعمت‌ها ستوده باشد عمل به نعمت‌ها نزد من از يادكردن از آن‌ها ستوده‌تر است . تقسيم برابر و دادگرى ميان رعيت : او عمار بن ياسر و ابو الهيثم بن تيهان را بر بيت المال مدينه گمارد و به آنان نوشت : عرب ، قريش ، انصارى و غير عرب و همهء آن طايفه‌هاى عرب و تيره‌هاى عجم كه به اسلام درآمده‌اند باهم برابرند . پس سهل بن حنيف يكى از غلامان خود را آورد و پرسيد : به اين چقدر مىدهى ؟ امام عليه السّلام از سهل پرسيد : تو خود چقدر ستانده‌اى ؟ گفت : سه دينار . مردم نيز همين اندازه گرفته‌اند . امام عليه السّلام فرمود : پس به غلام اين مرد همانند آن دهيد كه به خود او داده‌ايد : سه دينار . چون مردم دريافتند كه هيچ‌كدام جز به تقوا و آن هم نزد خداوند بر ديگرى برترى ندارند ،
هامش
( 1 ) . محقق متن بحار الانوار ( ج ، 40 ، ص 107 ) در ذيل اين بخش از روايت چنين آورده است : از صحابىاى به نام زياد بن شداد حارثى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نام برده نشده است . البته ، عبد اللّه بن شداد از ياران او بود . اما براى او نيز برادرى به اين نام سراغ داشته نشده است . ظاهرا در ابن باب تحريفى صورت پذيرفته است . در الكافى ( ج 1 ، ص 410 و 411 ) چنين آمده كه ربيع بن زياد از برادر خود عاصم بن زياد كه پشمينه پوشيده و مردم را وانهاده بود نزد امام عليه السّلام شكايت آورد . اين داستان در نهج البلاغه ( ج 1 ، ص 448 و 449 ، چاپ عبده ) ذكر شده و در آن آمده است كه علاء بن زياد حارثى از برادر خود عاصم بن زياد شكايت آورد . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( بيروت ، ج 3 ، ص 19 ) چنين آورده است : آنچه از شيوخ حديث برايم روايت شده و به خط احمد بن عبد اللّه خشاب نيز ديده‌ام اين است كه ربيع بن زياد حارثى . . . به على عليه السّلام گفت : اى امير مؤمنان ، آيا نزد تو از برادرم عاصم بن زياد شكوه نكنم ؟ پرسيد : او را چه شده است ؟ گفت : پشمينه پوشيده و مردمان را وانهاده و كسان خويش در اندوه نشانده است . - م . ( 2 ) . ضحى / 11 : و از نعمت پروردگار خويش با مردم سخن گوى .