دار بود .
نام كامل او زهير بن معاوية بن خديج بن رحيل است . « 1 »
[ مكحول ]
* از سعيد بن عبد العزيز روايت شده كه گفته است : آنچه بر مكحول چيرگى داشت دانش « 2 » على بن ابى طالب عليه السّلام بود . او چون از على عليه السّلام ياد مىكرد نام وى را نمىآورد و او را « ابو زينب » مىخواند . « 3 »
[ بنىاميه ]
* از ابن عباس روايت شده است كه مىگفت : امويان دين را خواباندند ، بر بنا گوشش لگد نهادند و كتاب خدا را به تيغ سربريدند .
[ دو مرد قرشى ]
* از ابن كدينه اودى « 4 » روايت شده كه گفته است : مردى در حضور امير مؤمنان عليه السّلام به پا خاست و دربارهء آيهء
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
« 5 » پرسيد كه دربارهء چه كسانى نازل شده است .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : دربارهء دو مرد از قريش . « 6 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 46 ، ص 181 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 8 ، ص 306 و 307 ، هردو به نقل از : اختصاص - م .
( 2 ) . متن روايت اختصاص « علم على » است . اما در برخى از متون به نقل از اختصاص « عداوة على » ( دشمنى على ) آمده است . براى نمونه بنگريد به روايت مجلسى در : بحار الانوار ، ج 28 ، ص 152 ؛ مستدرك سفينة البحار ، ج 9 ، ص 72 - م .
( 3 ) . مامقانى گويد : مكحول در منابع رجالى ما ياد نشده و تنها ابو موسى او را از صحابه خوانده و وابستهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، توصيف كرده است . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، يادآور شده كه او از دشمنان على بن ابى طالب عليه السّلام بود . ابن ابى الحديد ، از زهير بن معاويه ، از حسن بن حسن نقل كرده كه گفته است : مكحول را ديدم كه به كينهء امير مؤمنان عليه السّلام آكنده است . او پيوسته بر همين كينه و دشمنى بود تا به مرگ آرام يافت - ح .
( 4 ) . در متن چنين آمده اما ظاهرا مقصود ابو كريبه ازدى است - ح .
( 5 ) . حجرات / 2 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد .
( 6 ) . بحرانى در تفسير البرهان اين روايت را به نقل از اختصاص آورده است .
روايت را همچنين بنگريد در : بحار الانوار ، ج 30 ، ص 276 - م .