تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
گفتم : اى مالك ، اين‌ها كىاند ؟ گفت : آيا نخوانده‌اى آنچه را بر ساق عرش نوشته شده است و من دو هزار سال پيش از اين‌كه خداوند دنيا را بيافريند آن را خوانده‌ام : « لا إله الّا اللّه » ، « محمّد رسول اللّه ايّدته و نصرته بعلىّ » . پس افزود : اين دو تن از دشمنان آن خاندان يا ستم‌ورزان به ايشان هستند و اين ترديد از راوى حديث است . « 1 »

باب قياس

* معلى بن محمد [ بن جعفر ] ، از يكى از اصحاب ما روايت كرده كه مرفوعا از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرموده است ، شيطان نخستين كسى بود كه قياس كرد و گفت : مرا از آتش آفريدى و او را از خاكى . اگر شيطان مىدانست خداوند در آدم چه نهاده است هرگز بر او فخر نمىورزيد . امام عليه السّلام سپس فرمود : خداوند فرشتگان را از نور و جانّ را از آتش و جن - نوعى از جانّ - را از باد و نوعى ديگر از جنيان را هم از آب آفريد و آدم را از لوحه‌اى از گل بيافريد . سپس در آدم نور ، آتش ، باد و آب جارى ساخت . او به نور بينا شد و درك كرد و فهميد ، به آتش خورد و آشاميد . اگر آتش در معده نبود معده خوراك را آسيا نمىكرد و اگر باد در درون آدم نبود تا آتش موجود در معده شعله‌ور شود اين آتش شعله برنمىافروخت . اگر هم آب در درون آدميزاده نبود تا آتش معده را فرونشاند آن آتش درون انسان را مىسوزاند . پس خداوند در آدميزاده همهء اين پنج عنصر را برهم آورده ، در حالى كه در شيطان تنها يك عنصر بوده است . اما او به همان عنصر بر آدم فخر فروخت . « 2 »
هامش
( 1 ) . حديث را بنگريد در : مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 121 - 133 ؛ بحار الانوار ، ج 30 ، ص 274 ، و 275 و ج 39 ، ص 191 و 192 - م . ( 2 ) . مجلسى در بحار الانوار اين حديث را به نقل از اختصاص آورده است . بنگريد به : ج 11 ، ص 102 و ج 57 ، ص 307 . البته جمله « اول من قاس ابليس » كه در صدر اين روايت آمده در منابع متعددى روايت شده است . از آن جمله بنگريد به : المحاسن ، ج 1 ، ص 211 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 58 و ج 4 ، ص 113 و 135 ؛ دعائم الاسلام ، ج 1 ، ص 91 و ج 2 ، ص 535 - 537 ؛ علل الشرائع ، ج 1 ، ص 86 ، 87 ، 89 ، 90 ؛ الخصال ، ص 615 ؛ تحف العقول ، ص 105 ؛ الاستبصار ، ج 2 ، ص 93 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 1 ، ص 160 و ج 4 ، ص 267 ؛ وسائل الشيعه ، ج 2 ، ص 347 و ج 10 ، ص 37 و ج 27 ، ص 39 ، 46 ، 48 و 49 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 253 ، 254 و 261 ؛ كنز الفوائد ، ص 297 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 117 و منابع ديگر - م .