راوى گويد : گفتم : فدايت شوم ، مرا مژده افزاى .
فرمود : به خدا سوگند ، خداوند در كتاب خويش از شما ياد كرده و آمرزش را براى شما لازم دانسته و فرموده است :
يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
« 1 » .
راوى گويد : گفتم : فدايت شوم ، ما آيه را چنين نمىخوانيم ؛ اينگونه مىخوانيم :
يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
« 2 » .
فرمود : اى ابو محمد ، اگر خداوند همهء گناهان را مىآمرزد ، پس چهكسى كيفر مىيابد ؟ به خداوند سوگند ، خدا در اين آيه جز ما و جز شيعيان ما را قصد نكرده و اين آمرزش ويژهء ما و شيعيان ماست . اى ابو محمد ، اينك آيا شاد شدى ؟
راوى گويد : گفتم : فدايت شوم ، مرا بشارت افزاى .
امام عليه السّلام فرمود : خداوند هيچيك از اوصيا و هيچيك از پيروانشان را استثنا نكرد ، مگر امير مؤمنان و شيعيان او را ، آنجا كه فرمود :
يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ
« 3 » جز امير مؤمنان ، و شيعيان او را اراده نكرده است . اى ابو محمد ، اينك آيا شادمان شدى ؟
راوى گويد : گفتم : فدايت شوم ، مرا مژده افزاى .
فرمود : على بن حسين عليه السّلام فرموده است : هيچكس مگر ما و شيعيان ما بر فطرت اسلام نيست و ديگر مردمان از اين بركنارند .
اى ابو محمد ، اينك آيا دلت را تسلّى دادهام ؟ « 4 »
هامش
( 1 ) . زمر / 53 : بگو : اى بندگان من كه بر خويشتن زيادهروى روا داشتهايد از رحمت خدا نوميد مشويد . در حقيقت خدا همهء گناهان را مىآمرزد .
( 2 ) . در هردو نسخهء متن چنين آمده است . اما اين افزوده در روايت بحار الانوار و روضهء كافى وجود ندارد . بر فرض صحت اين افزوده احتمالا مقصود آن است كه راوى مىگويد ما از آيه چنين مىفهميم كه خدا گناهان همهء مردم را مىآمرزد . اما امام عليه السّلام به او پاسخ مىدهد كه اگر خدا گناهان همهء مردم را مىآمرزد پس چه كسى كيفر خواهد ديد - ح .
( 3 ) . دخان / 41 و 42 : همان روزى كه هيچ دوستى از دوستى نمىتواند حمايتى كند و آنان يارى نمىشوند ، مگر كسى را كه خدا رحمت كرده است ؛ زيرا كه اوست همان ارجمند مهربان .
( 4 ) . اين روايت عينا يا با تفاوتهايى اندك در متون متفاوت آمده است . بنگريد به : الكافى ، ج 8 ، ص 33 - 36 ؛ -