تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بود فرستادند و حاجت خويش را با او در ميان نهادند و او را به هديه‌ها آزمند ساختند تا در كار ابو جعفر چاره‌اى كند و مسأله‌اى فرا روى نهد كه چون او نزد مأمون باشد و همگان براى مراسم ازدواج گردآيند ، پاسخ آن را نداند . چون گرد آمدند و ابو جعفر عليه السّلام نيز حضور يافت ، گفتند : اى امير مؤمنان ، اين يحيى بن اكثم است ؛ اگر اذن دهيد پرسشى از ابو جعفر بپرسد . يحيى گفت : اى ابو جعفر ، خداى تو را بر راه بدارد ، دربارهء محرمى كه صيدى كشته باشد چه مىگويى ؟ امام جواد عليه السّلام فرمود : آن را در حلّ كشته است يا در حرم ؟ آگاه بوده است يا ناآگاه ؟ عمد داشته است يا كارش سهوى بوده است ؟ برده بوده است يا آزاد ؟ خردسال بوده است يا بزرگسال ؟ براى نخستين بار چنين كرده است يا به تكرار ؟ از پرندگان كشته است يا از جز آن‌ها ؟ حيوانى كوچك كشته است يا بزرگ ؟ بر كار خويش اصرار دارد يا از آن پشيمان است ؟ شكار را در شب و در لانه‌اش كشته يا در روز و آشكار ؟ براى عمره احرام داشته است يا براى حج ؟ راوى گويد : يحيى بن اكثم چنان فروماند كه بر حاضران آن انجمن پوشيده نماند و همه از پاسخ امام عليه السّلام در شگفت شدند و واماندند و مأمون نيز شاد شد و گفت : اينك آيا ابو جعفر خطبهء نكاح مىخواند ؟ امام عليه السّلام فرمود : آرى ، اى امير مؤمنان . پس چنين خطبه ايراد فرمود : سپاس خداوند را تا اقرارى بر نعمت‌هاى او باشد . خدايى جز او نيست تا اين اخلاص آوردنى در برابر عظمت او باشد . و درود خداوند بر محمد ، هرگاه كه از او ياد شود . از فضل خدا بر مردم آن بوده كه آنان را به حلال از حرام بىنياز ساخته و خود فرموده است :
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
« 1 » . اينك محمد بن على از ام الفضل دخت عبد اللّه خواستگارى كرده و پانصد درهم مهر نثار او كرده است . مأمون گفت : او را به همسرىات درآوردم . پذيرفتى ؟
هامش
( 1 ) . نور / 32 : بىهمسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد . اگر تنگدستند خداوند آنان را به فضل خويش بىنياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست .
الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 126 | الشيخ المفيد / صابرى